تازه ترین مطالب این وبلاگ را که به درخواست شما به آدرس ایمیلتان فرستاده شده است. لطفا ببینید و برای دوستانتان هم بفرستید.اگر میخواهید اشتراکتان را قطع کنید، پایین صفحه را نگاه کنید. برای مشترک دوستانتان آنها در این خبرنامه میتوانید آدرس ایمیل آنها را در این صفحه وارد کنید: » فرم اشتراک ایمیلی «سردبیر: خودم»
توجه: برای دسترسی به این وبلاگ بدون فیلتر از این به بعد میتوانید از این نشانی استفاده کننید:
httpS://i.hoder.com لينکدونی -
May. 18
آهنگ این هفته را از یک موزیسین هیپ-هاپ فلسطینی بزرگ شده در آمریکا به نام Iron Sheikh انتخاب کردهام. آن را به مناسبت ۶۰ سالگی نابودکردن یک ملت توسط اسراییل با حمایت همهی دنیا، تقدیم میکنم به خانم شیرین عبادی، فعال حقوق بشری که دربارهی تمام مسایل دنبا و مسلمانان حرف زده است ولی حتی یک کلمه هم برای مثال دربارهی که فاجعهای که اسراییل از زمان کنترل غزه توسط حماس راه انداخته است نگفته یا ننوشته است. (بجز این البته.) ولی قبل از آن بد نیست بگویم که اصولا موزیک هیپ هاپ (که رپ یکی از زیرشاخههای آن است) در چند کشور عربی چند سالی است که خیلی گل کرده است، بخصوص درمیان فلسطینیها، و بعد در میان عربهای فرانسوی و نیز مراکشیها. در بین فلسطینیها البته یک گروه هست به اسم DAM که در اورشلیم یا بیتالمقدس زندگی میکنند و شهروند اسراییل هستند و ناشر کارهایشان هم شرکتهای اسراییلی هستند و خیلی از کارهایشان هم به زبان عبری است. DAM با اینکه در نگاه اول معترض و سیاسی به نظر میرسد، ولی با توجه به جنبههای تجاری کارش که همه در اسراییل است، بقول رولان بارت یک جور Inoculation یا بقول خودمان سوپاپ اطمینان است و هرگز اعتراضش به تابوهای اصلی اسراییل مثل مشروعیت آن کشیده نمیشود. کارکردش بیشتر فرونشاندن خشم فلطسینیهایی است که در سرزمینهای اشغالی یا حتی در قسمتهای مشهور به اسراییل زندگی میکنند و در عین حال نشان دادن چهرهای «اهل مدارا» از اسراییل که دروغی بیش نیست و بهترین شاهدش هم رفتاری است که با دولت بطور دموکراتیک انتخابشدهی حماس کردند و میکنند. ولی کار این Iron Sheikh درست تر است و با اینکه من هنوز همهی کارهایش را دنبال نکردهام، چون در آمریکا زندگی میکند و محیط هنری آمریکا، بخصوص در این یکی، دو سال اخیر خیلی رادیکالتر و بازتر از قبل برای زیرسوال بردن اسراییل شده است. درنتیجه به نظرم میرسد که آیرون شیخ (که احتمالا الهامگرفته از یک «قهرمان» کشتی کچ ایرانیتبار به همین نام است) هم رادیکالتر است و هم باسوادتر و عمیقتر. این را از مصاحبهای که زی.نت (ZNet) سه، چهار سال پیش با او کرده میتوان مشاهده کرد. متاسفانه بخاطر موضع اصطلاحا «رادیکال»ش، هیچ ویدیویی از او بجز یکی دو تا از اجراهای زندهاش با کیفیت خیلی بد موجود نیست. ولی فایل ام.پی.تریهایش در وبسایت رسمیاش موجودند و من هم سه تا از آنها را اینجا میگذارم. سهتای اول را از صفحهی اول او به نام Camel Clutch 2003 انتخاب کردهام که واقعا تمام آهنگهایش شنیدنی است، هم متنهایش عمیق و هوشمندانه و ظریف است و هم آهنگش و لوپها و نمونههایی (Sample) که در آنها استفاده میکند. اصولا موسیقیاش پر از ارجاع به بیرون از خود است و این خیلی آنها را پرملاط میکند. (تمام آهنگها و متنهایشش را یک جا ببینید.) آهنگ اول اسمش هست «درخت زیتون»، آهنگ دوم «گفتگویی با ادوارد سعید» است که هردو از صفحهی اول او که بالاتر گفتم انتخاب کردهام. آهنگ سوم «داستان سه محمد» است و آهنگ چهارم هم از صفحهی سال ۲۰۰۴ اوست با نام «دربارهی بغداد.» یکی از کارهایی که در ایران دوست دارم یک موقعی انجام بدهم این است که شبیه به این موزیک را را به فارسی و انگلیسی دربارهی خمینی و انقلاب ایران و جنگ و مصیبتهای پس از آن و سلطنت رفسنجانی و ظهور احمدینژاد و احیای دوبارهی انقلاب توسط او درست کنم، به کمک این همه آدم با استعدادی که مثل «هیچکس» در همین ایران خودمان کار و زندگی میکنند. بروید و گوش کنید و به دوستانتان هم بدهید و اگر دستتان هم به رادیو و تلویزیون جموهری اسلامی میرسد به آنها پیشنهاد کنید پخششان کنند تا الگویی شوند برای تولید موزیک نوعی از موزیک هیپهاپ که، برعکس تصور مسووولان سطحینگر فرهنگی ایران، در خدمت انقلاب و نهضت مقاومت جهانی و دفاع از مظلوماناند، نه در خدمت سرمایهداری و تحمیق و سرگرمکردن جوانان به مواد مخدر و رواج نگاه ضدزن و بچگانهی حاکم بر هیپ هاپ امروز دنیا. » بشنوید: «درختان زیتون» (متنش را بخوانید) » بشنوید: «گفتگو با ادوارد سعید» (متنش را بخوانید) » بشنوید: «داستان سه محمد» (متنش را بخوانید) » بشنوید: «دربارهی بغداد» (متنش را بخوانید)
Excerpt:
Music of the week: 'Iron Sheikh' raps for the Palestinian resistance.
نظرات ديگران
دو هفتهی پیش یک پانل کوچک در دانشگاهمان برگزار شد با حضور پرستو دوکوهکی، محمود عنایت و من با مدیریت استادمات دربارهی «وبلاگهای فارسی.» پرستو دربارهی وبلاگهای زنان حرف زد، محمود دربارهی پژوهشی کمیتی دربارهی نقشهی وبلاگستان و روابطشان و من هم دربارهی وب ۲.۰ و دیکتاتوری اکثریت و تاثیرش بر اینترنت، بخصوص بر وبلاگستان فارسی که موضوع یکی از مقالههایم بوده است و به زودی کلش را اینجا خواهم گذاشت. صدای کل جلسه را (که به انگلیسی است) ضبط کردم که میتوانید در همین وبلاگ گوش یا دریافت کنید: بشنوید: دریافت کنید:
Excerpt:
A panel discussion on blogging in Iran with Parastoo Dokouhaki, Mahmoud
Enayat and Hossein Derqakhshan, at School of Oriental and African
Studies, University of London.
نظرات ديگران
لينکدونی -
May. 16
هفتهی پیش بی.بی.سی یک مستند دربارهی ماجرای روز نکبت (یا سالروز تولد اسراییل) درست کرد به اسم «تولد اسراییل». سازندهاش جرمی باون است که سردبیر خاورمیانهی بی.بی.سی است. از آنجایی که اسراییلیها را عصبانی کرده باید مستند بیطرفی باشد و من هم که دیدمش به نظرم نسبتا و با توجه به محذورات بی.بی.سی خوب بود. شما هم اگر دوست داشتید آن را همین پایین ببینید. اگر هم خواستید می توانید کلش را به شکل یک فایل تورننت دریافت کنید.:
Excerpt:
Watch BBC's rather balanced documentary, 'The Birth of Israel.'
نظرات ديگران
:
ما اگه ایران و اوضاع اسف بار ایران برامون مهم تر از فلسطین باشه کی رو باید ببینیم؟
:
Hi Hossein, this video was really great , I think IRIB most broadcast this or Press TV !
It is really nice
: چند وقت پیش البوم closer than veins از outlandish رو شنیدم
یاده حرفای تو در باره سکسی کردن مسیله اسراییل(و کلا ارزشها ) افتادم.
اگه تا حالا کار این گروه رو نشنیدی شاید خوشت بیاد :-)
:
مادر قحبه تر از تو خودتی. این البته برای چل غوز بود
لينکدونی -
May. 15
وقتی که دیدم گروه کیوسک در یکی از آهنگهایش اصل ایدهی جمهوری اسلامی، یعنی ترکیب دین و دموکراسی را با تشبیه آن به پیتزا و قورمه سبزی مسخره میکند و بعد هم حمایت ایران را از مردم فلسطین و همینطور برنامهی اتمی ایران را تحقیر و استهزا میکند، تقریبا حدس زدم که عاقبتشان به کجا ختم خواهد شد: عباس میلانی و موسسهی هوور دانشگاه استنفورد اشتباه نکنید. من هیچ مشکلی ندارم که «کیوسک» یا هر گروه درجهی هشتی بیاید و مواضع وزارت خارجهی آمریکا را در موزیک قلابی تقلیدیاش بگنجاند و صفحههایش را حتی در ایران منتشر و پخش کند و آزادانه کنسرت بدهد و اینها. ولی از این عصبانیام که جمهوری اسلامی با این همه پول و امکانات انسانیای که دارد نمیتواند حتی از مواضع برحق خودش، مثل همین حمایت از مقاومت مردم فلسطین دربرابر حکومت استعماری و نژادپرست اسراییل، درست و حسابی دفاع کند و با همین ابزار کیوسک با تفکر آنها مبارزه کند. البته نمیخواهم مثل دوست عزیزم معصومه ناصری، که در عمل دیدگاه بچهباحالهای شمال شهری تهران را به کل مردم ایران تعمیم میدهد، بگویم که هیچکس در ایران دلش با فلسطین نیست و همه ته دلشان از آنها متنفرند و از روی این تنفر دلشان با اسراییل است. ولی متاسفانه در ایران هر چه آدمها جوانتر، پولدارتر و درسخواندهترند این نگاه را به مسالهی اسراییل و فلسطین دارند و این خطری بالقوه است. جمهوری اسلامی خیلی خوب توانسته است اکثریتی بزرگ از مردم ایران را در این دیدگاهها با خود همراه کند و تصادفی نیست که هنوز اکثریت مردم ایران دلشان با فلسطین است و از حمایت حکومتشان از این ستمدیدهترین مردم دنیا راضیاند. نباید یادمان برود که اتفاقا حمایت از فلسطین بر اساس قانون اساسی وظیفهی جمهوری اسلامی است و این قانون اساسی هم تا حالا دوبار (پس از انقلاب و پس از جنگ در بازنگری قانون اساسی) از اکثریت قاطع مردم ایران رای آری گرفته است. (اصل دوم قانون اساسی میگوید که ایران موظف است با تمام امکاناتش سیاست خارجیاش را طوری تنظیم کند تا بتواند از تمام مستظعفان دنیا بیدریغ حمایت کند.)
مساله این است که بخشی از آن اقلیت کوچک که همراه با این اصول نیست بخاطر دسترسی بیشترش به ثروت و آموزش، در ده، پانزده سال آینده نفوذی چندین برابر آن اکثریت خواهد داشت و این خطری است برای جمهوری اسلامی که بخشی موثر از نخبگانش به اصول مبناییاش بیاعتقاد باشند. راحت بگویم: جمهوری اسلامی مواضع برحقش را، از جمله دفاعش از فلسطین، «سکسیتر» ارایه کند. نمیگویم که کل سیستم فرهنگسازیاش را عوض کند، چون این سیستم فعلی برای اکثریت بزرگی از مردم جواب میدهد. ولی همین سیستم فعلی برای این اقلیت کوچک نخبه نه تنها جواب نداده و نمیدهد، بلکه تاثیر معکوس گذاشته و خواهد گذاشت. یعنی نه تنها در میان این اقلیت نتوانسته همدلی با فلسطین ایجاد کند، بلکه روشهایش نتیجهی معکوس داده و همدلی با اسراییل ایجاد کرده است. خود من با شرمندگی تمام سالهای سال جزو همین گروه اقلیت بودهام و خوب میتوانم این تاثیر معکوسی را که میگویم درک کنم. من تا وقتی که از آن فضای تبلیغاتی بیرون نیامدم و ندیدم که چقدر آدمهای کاردرست و درس خواندهی بقول ما خارجی و حتی یهودی هستند که صدها بار بیشتر از من مخالف اسراییل و مدافع فلسطین هستند، مثل بسیاری از همنسلانم همدلی زیادی با فلسطین و موضع رسمی جمهوری اسلامی در قبال آن نداشتم.
البته خواندن بیشتر و تفکر بیطرفانهی بیشتر هم در این تغییر آرام بیتاثیر نبود، ولی، خودمانی بگویم، تا وقتی ندیدم که طرفداری از فلسطین در انحصار مردان ریشوی عصبانی و زنان چادری سبیلوی دنیا نیست، سراغ آن نوشتهها و تفکرات تازه نرفتم. تا وقتی در خود اسراییل ندیدم که چقدر جوانهایشان بیشتر از من از ظلم و نژادپرستی و جنایتهای حکومتشان شرمنده و خشمگیناند، این تلنگر به ذهن من نخورد. تا وقتی ندیدم در قلب همین اروپا، دختران سکسی و اهل پارتی و خوشگذران برزیلی و انگلیسی و نروژی و ایتالیایی و فرانسوی و اتریشی و آمریکایی صدها مرتبه از من پر ادعا بیشتر با ضعیفان دنیا همدلی میکنند و با افتخار چفیه دور گردنشان میاندازند و به راهپیماییهای ضداسراییلی میروند و مثلا استارباکس نمیروند چون صاحبش صهیونیست است و میلیونها دلار در سال به اسراییل صدقه میدهد، این تکان به من وارد نشد. بهرحال ما همه انسانیم و انگیزههایمان برای کارهای مختلف آنقدر که خودمان فکرمیکنیم عقلانی نیست و بسیاری از آن به چیزهای خیلی کوچکی مثل یک عکس، یا یک رنگ یا بو یا خاطره یا آهنگ و اصولا حسهایمان برمیگردد تا قدرت تعقلمان. این چیزی است که جمهوری اسلامی با اینکه میفهمد و خوب هم برای آن اکثریت اجرا کرده است، به دلایل مختلف نتوانسته برای این اقلیت جوان درسخواندهتر و اصطلاحا امروزیتر عملی کند. همین پتانسیل خطرناک است که عباس میلانی و رفقایش در هوور یعنی لری دایموند (که از مهمترین آدمهای NED هم هست) و رابرت مک فال -- که از مهمترین مشاوران حکومت آمریکا برای طراحی روشهای سرنگونی غیرنظامی ایران هستند -- دنبال موزیک پاپ و وبلاگها و سکس و حقوق زنان و جامعه مدنی در ایران راه انداخته است. جودیت باتلر: نقد اسراییل نه تنها بر اساس یهودیت ممکن، بلکه لازم است مثلا همین هفتهی پیش یک آگهی در روزنامهی هرالد تریبیون چاپ شد که در آن تعدادی از باحالترین آدمهای فرهنگی و هنری غیر مسلمان و غیر عرب دنیا به اسراییل بخاطر جشن شصت سالگیاش تاخته بودند و خلاصه گفته بودند که شصت سال رقصیدن بر گور هزاران هزار فلسطینی که شما مملکتتان را روی آن ساختهاید مایهی شرم است، نه جشن. آدمهایی از راجر واترز (که بخاطر پینک فلوید در ایران این همه کشته و مرده دارد) و کن لوچ (فیلمساز یهودی و انگلیسی) و ایان پیس (موسیقیدان انگلیسی و یهودی موزیک کلاسیک) تا جودیت باتلر (فیلسوف یهودی آمریکایی و ضد صهیونیست و همجنسگرا و مدافع حقوق زنان) و جیانی واتیمو (فیلسوف همجنسگرای ایتالیایی) و نایومی والاس (نمایشنامهنویس یهودی آمریکایی). (نسخهی پی.دی.اف آن را ببینید.) چه میشد اگر مثلا شبکهی سوم یا چهارم یا شبکهی تهران تلویزیون شروع میکرد و مثلا در یک برنامهی ده قسمتی با این جور آدمهای مصاحبه میکرد یا نظراتشان را دربارهی دلایلشان برای دفاع از فلسطین و مخالفتشان با اسراییل پخش میکرد؟ سخنرانی ایلان پاپه دربارهی پاکسازی نژادی فلسطینیان توسط اسراییل یا مثلا راجر واترز و دمیس رسوس (او هم بیانیه را امضا کرده است) و مارسل خلیفه را به تهران دعوت میکرد و در همین سالروز شصتسالگی اشغال فلسطین برایشان در سه شب در ورزشگاه آزادی به همراه چه میدانم محمد اصفهانی و محسن نامجو و علیرضا عصار و اینها کنسرت میگذاشت و میلیونها جوان پاکدل ایرانی را که همیشه بر اساس فرهنگ ایرانی طرفدار ستمدیدگان بوده است با چهرهای دیگر از طرفداران فلسطین آشنا میکرد، و همزمان هم بطور مستقیم آن را در شبکهی سوم پخش میکرد؟ یا اصلا خرج این کنسرت را می داد و در دوبی برگزارش میکرد و بعد از شبکهی سوم مستقیم پخشش می کرد؟ یا مثلا ایلان پاپه، نویسندهی اسراییلی شدیدا منتقد اسراییل و مدافع فلسطین را دعوت میکرد به ایران و برایش در دانشگاهها تور سخنرانی میگذاشت و نشان میداد که چطور حتی خود اسراییلیها هم از این ظلم ناراضیاند و حق را به فلسطینیان میدهند؟ چطور آمریکاییها برای شیرین عبادی تور میگذارند که برود این طرف و آن طرف دنیا و بریند به جمهوری اسلامی؟ چرا ایران از این مقابله به مثلها نمیکند؟ جمهوری اسلامی تنها کشور دنیا است که با گفتار و کردارش صادقانه پشت این ملت ستمدیده ایستاده است و میلیاردها نفر از مردم جهان ایران را به این دلیل میستایند. آن وقت یکی، دو میلیون جوان ایرانی را در همین ایران نمیتواند قانع کند که چرا باید به این دفاع و مقاومت افتخار کنند؟ منظور من از سکسی کردن مقاومت بر ضد استعمار و سلطهی آمریکا و اروپا و اسراییل همین است و یکی از اهداف من برای بازگشت به ایران نیز همین است.
Excerpt:
While hundreds of millions around the world are proud of Iran for its
stance on Israel and Palestinian rights, Iran has failed to convince
and mobilize its young educated elite for this cause. They to need to
make such cause sexier. That's what it lacks, not logical arguments.
|