داستانک: کوزه چشم حریصان پر نشد ... تا صدف قانع نشد پر در نشد

3 views
Skip to first unread message

Dastanak.com

unread,
Aug 22, 2011, 7:02:02 AM8/22/11
to dastanakha
story.gif
دو مرد در کنار دریاچه ای مشغول ماهیگیری بودند . یکی از آنها ماهیگیر با تجربه و ماهری بود اما دیگری ماهیگیری نمی دانست .

هر بار که مرد با تجربه یک ماهی بزرگ می گرفت ، آن را در ظرف یخی که در کنار دستش بود می انداخت تا ماهی ها تازه بمانند ، اما دیگری به محض گرفتن یک ماهی بزرگ آنرا به دریا پرتاب می کرد......ادامه در سایت داستانک


1270479839_diagram_v2-23.png
مينی داستانک:
راهبی کنار جاده نشسته بود و با چشمان بسته در حال تفکر بود . ناگهان تمرکزش با صدای گوش خراش یک جنگجوی سامورایی به هم خورد : « پیرمرد ، بهشت و جهنم را به من نشان بده ! »
راهب به سامورایی نگاهی کرد و لبخندی زد . سامورایی از این که می دید راهب بی توجه به شمشیرش فقط به او لبخند می زند ، برآشفته شد ، شمشیرش را بالا برد تا گردن راهب را بزند !
راهب به آرامی گفت : « خشم تو نشانه ای از جهنم است . »
سامورایی با این حرف آرام شد ، نگاهی به چهره راهب انداخت و به او لبخند زد .
آنگاه راهب گفت : « این هم نشانه بهشت ! »  


advertisement.gif تبليغات:
تورهای متنوع  یک روز برای تابستان 90
کیسه وکیوم بگ، بی نظیر برای
مشاوری حقوقی، وکالت و ... (امیدواریم هیچ وقت نیاز نداشته باشین!)
www.Dastanak.com
سایتی برای همه ...
اینجا کلیک کنید و روزی یک داستانک در ایمیل تان دریافت کنید




advertisement.gif
1270479839_diagram_v2-23.png
story.gif
Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages