داستانک: جوان ثروتمند و پند عارف

0 views
Skip to first unread message

Dastanak.com

unread,
May 29, 2011, 6:05:30 AM5/29/11
to dastanakha
story.gif
جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست.
عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟
گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد
بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟
گفت: خودم را می بینم !
عارف گفت:..ادامه در سایت داستانک


1270479839_diagram_v2-23.png
مينی داستانک:
خداوند ديد مرد گرسنه است نان را آفريد. ديد تشنه است آب را آفريد. ديد در تاريكي است نور را آفريد. ديد هيچ مشكل ديگه اي نداره زن را آفريد

advertisement.gif تبليغات:
نداریم!
www.Dastanak.com
سایتی برای همه ...
اینجا کلیک کنید و روزی یک داستانک در ایمیل تان دریافت کنید




story.gif
advertisement.gif
1270479839_diagram_v2-23.png
Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages