معرفی و دانلود کتاب دستنامه کتابدار داده ها pdf + خلاصه رایگان
https://share.google/HLr8UyfZ53sZ5SC0C کنابداری دادهها را میتوان همراهی کتابخانهها و کتابداران با علم باز و منابع باز نیز تلقی کرد. منظورم مشارکتشان در دسترسپذیر کردن اطلاعات و دادههایی است که انتظار میرود دانشگاهها و سازمانهای پژوهشی یا دیگر افراد و نهادها آنها را منتشر کنند. به عبارت دیگر، این سازمانها بهجای ایجاد زیرساختهای پرهزینه تازه میتوانند از ظرفیتها و سازوکارهای مرتبط جاری استفاده کنند که نزدیکترینشان همین نهاد کتابخانه و متخصصان انهاست که انشالله هم برقرار باشند و هم بر قرارشان روی این جور کارها. بخصوص از اینجهت که کارکرد سنتی و پایه انها مجموعهسازی، سازماندهی و اشاعه اطلاعات است که در دل خود کارکردهای مهم دیگری چون نگهداری و حفاظت را هم دارند. پروتکلهای ارتباطی و شبکهسازی برای دسترسپذیر کردن اطلاعات نیز به طور سنتی در اموزشهای پایه انها وجود دارد. به نظرم نهاد کتابخانه یا مراکز اطلاعات از طریق همراهی با چنین نیازهایی و با این قبیل «کار»ها زنده و پرتحرک میشود و نه خود مفهوم اطلاعات و دانش! اولویتهای اموزشی و پژوهشی و بلکه بنیان اموزشها و پژوهشها را نیز باید روی این دسته از کارها و کارکردهای اجتماعی و نهادی گذاشت که روی دوش نهاد کتابخانه یا نهادهای مشابه آن است. مطالعات مفهومی و نظری نیز در دل این کارکردها رشد میکنند، معنادار میشوند و حتا در خود جامعه پرمخاطب و خواستنی میشوند و نه صرفا در ادبیات حوزه. منظورم اطلاعات به عنوان یک کالا یا خدمت است و نه مفهوم. به قول ژیل دلوز فلسفه کار با مفاهیم است. هم او میگوید فلاسفه وارد حوزههای دیگر (مثل پزشکی و کتابداری و غیره) میشوند اما به دلایلی که درونی خود فلسفه است نه حوزه پزشکی یا کتابداری. میتوان گفت کتابداران و بقیه دانشکاران هم میتوانند وارد حوزههایی چون پزشکی و غیرکتابداری شوند اما به دلایلی که درونی خود نهاد کتابخانه و کتابداری باشد.
زبانشناسان مدرن میگویند معنا در کارکرد است. کاربرد این گزاره فقط در حوزه زبانشناسی و تعریف مفاهیم نیست. بلکه کارکردها و یا معنا خودشان را روی واژهای یک حوزه و بلکه خود آن حوزه بارگذاری میکنند. منظورم صرفا در سطح زبانی نیست بلکه هویت یک حوزه/ حرفه/ فرد و روابطشان با دیگری را نیز میسازند. به همین اسانی هم کوچ میکنند و بیمعنا میشوند و میمیرند!؟ تنها یک فضای خالی میماند مگر با چیزی دیگر پر شود! حضور و غیاب ادمها نیز به کار و کارکردشان است! وگرنه مهاجرت میکنند به دیگر فضاها که میتواند یک کشور/ محله/ حوزه/ حرفه/ یا هر چیز دیگر باشد یا «نباشد», مثل مهاجرت به درون خود ادم که دیگری در ان راهی ندارد! فسردگی از همین نوع است، در خود فرو رفتن راست! به نظر میرسد این روزها بیش از اندازه «مفتون» خود مضمون دانش و اطلاعات شدهایم و در آن غرق شدهایم! منظورم خود حوزه است!
به هر حال، کتاب خوبی است، هم به عنوان منبع درسی و هم دستنامه و راهنما!
کتاب دستنامه علم باز ترجمه آقای شکاری، خادمیزاده و خانم صفایی نیز به زودی منتشر میشود. آقای شکاری و خانم صفایی کتاب درآمدی بر سواد رسانهای: از شناخت رسانه تا تربیت رسانهای را نیز تالیف کردهاند که نشر کتابدار و موسسه اموزشی شهید ابراهیمی با هم ان را منتشر کردند. دقت کاری همه این عزیزان قابل ستایش است. و این که تحمل کردند نق و نوقهای طولانی من را!
ارادتمند. حمید محسنی