You do not have permission to delete messages in this group
Copy link
Report message
Show original message
Either email addresses are anonymous for this group or you need the view member email addresses permission to view the original message
to sitesal...@googlegroups.com
سلام
امسال فريده حسنزاده براي شعر «در جواب دخترم که پرسيد: چرا مرا به دنيا آوردي؟» سروده شده به زبان انگليسي به عنوان نامزد دريافت جايزه ادبي پوشکارت معرفي شد.
نامزدهاي جايزه ادبي پوشکارت که هر ساله به بهترين شعر، داستان و نقد ادبي نشريات ادبي مستقل تعلق ميگيرد،توسط سردبيران جرايد و از ميان کساني انتخاب ميشوند که به عنوان poet The Feature انتخاب و معرفي شده باشند.
از برندگان اين جايزه ادبي معتبر در دهههاي گذشته ميتوان به نامهايي چون ريموند کارور و تيم ا ُبرين اشاره کرد.
در جواب ِ دخترم که پرسيد: چرا مرا به دنيا آوردي؟
زيرا سالهاي جنگ بود و من نيازمند ِ عشق بودم
براي چشيدن ِطعم آرامش. زيرا بالاي سي سال داشتم و مي ترسيدم از پژمردن پيش از شکفتن و غنچه دادن. زيرا طلاق واژه اي ست تنها براي مرد و زن نه براي مادر و فرزند. زيرا تو هرگز نميتواني بگويي: مادر ِ سابق ِ من
حتي وقتي جنازهام را تشييع مي کني. و هيج چيز، هيچ چيز در اين دنيا نمي تواند ميان ِ مادر و فرزند جدايي افکند نفرت يا مرگ حتي. و تو بيزاري از من زيرا تو را به دنيا آورد ه ام تنها به خاطر ِ ترسم از تنها ماندن
و هرگز مرا نخواهي بخشيد تا زماني که خود فرزندي به دنيا آوري ناتوان از تاب آوردن ِ خاکستر ِ سوزان ِ روياهاو آرزوهاي دور و درازت
In Answer to My Daughter : Why Did You Bring Me Into Existence?
Because it was wartime
and I needed lovemaking to taste a bit of peace.
Because I was over thirty and I needed blooming before becoming droopy.
Because divorce is a word for men and women not for mothers and children.
Because you can never say: my ex-mother even when you attend my funeral.
And nothing, nothing in this world can separate a mother from her child neither hate nor death.
And you hate me because I brought you into existence
only for my fear of loneliness
And you'll never forgive me until the day you bring a child into existence unable to bear the burning ashes of your dreams.
فريده حسن زاده – مصطفوي نخستين کتاب شعر خود را در سال 1357 منتشر کرد. تعدادي از آثارش در گلچينهاي شعر داخلي معرفي شدهاند. همچنين اشعاري که به زبان انگليسي نوشته در آنتولوژيهايآمريکايي و اروپايي و آسيايي و
در نشريات چاپي و الکترونيکي بينالمللي به چاپ رسيده است.
وي در دهههاي گذشته براي معرفي شعر جهان به ايران کتابهاي متعددي منتشر کرده است که برخي از آنها عبارتند از:
کتاب شعر آمریکای شمالی: عاشقانه هایی برای عشق ، صلح و آزادی ، نشر نگاه
کتاب شعرآمریکای جنوبی : از بورخس تا اوکتاویو آرماند ، نشر ثالث
کتاب شعر زنان جهان ، نشر نگاه
کتاب شعر آفریقای معاصر ، نشر ثالث با همکاری مرکز گفتگوی تمدن ها
زندگینامه ی فدریکو گارسیا لورکا ، نشر نگاه
گزیده ی اشعار آدونیس ، نشر علم
گزیده ی اشعار بلاگا دیمیتروا ، نشر علم
گزیده ی اشعار یاروسلاو سایفرت برنده ی جایزه ی نوبل ،نشر نگاه
کتاب های آتی او:
شب ِ آخر با سیلویا پلات ، مجموعه ی مقالاتی پیرامون شعر و شاعری ، نشر ثالث
شیدایی ها( برگزیده ی عاشقانه های جهان از هزاره های قبل از میلاد تا امروز ) ، نشر نگاه
گزیده ی اشعار و نامه های نیما یوشیج ، نشر برایت در امریکا -- در سقوط هم می توان سهمگین،باشکوه،با صلابت و زیبا بود این را آبشار به من آموخت