سلام
دچار آفت شدهايم . از مسلماني فقط نامش را يدک ميکشيم . حقير و خار
شدهايم .همه جا را دود گرفته …
نميدانم وقتي انشاءالله امت پيروز غزه جنگ را تمام کردند و ظفرمندانه
جشن پيروزي گرفتند ، با چه رويي بايد به آنها تبريک بگوييم ؟ شرمسارم
چه تو قبول کني چه نه ؛ امت فلسطين پيروز ميدانند .
چه باور داشته باشي و چه نه ؛ شهداي فلسطين زندهاند و نزد پروردگار روزي
داده ميشوند …
حالا تو گوشهايت را مملو از “به من چه ” و زبانت را سرشار از ” به تو چه
” کن … حقيقت که تغييري نميکند . حقيقت با تعبير و تفسير ما تغيير
نميکند .
اين روزها ميگذرد. ما ميرويم و شرم و خاري ابدي ميماند براي آنان که
سکوت کردند . شايعت و بايعت و تابعت …
چطور ميتواني ادعاي مردي کني . پاي تلويزيون زاري دختر فلسطيني را ببيني
و هندوانهي شب چهله کوفت کني …؟ يک عمر بي غيرت خطابت ميکنند.
امشب به اين فکر ميکردم که اگر باب شهادت بين اين همه هيئت ميان جلسهي
حسينيهي سيد الشهداي شيراز باز شد ، دليلش همان مرگ بر آمريکا و مرگ بر
اسرائيلهايي است که در اين هيئت بعد از هر سينه زني سر داده ميشود ….
دشمن که از شمردن زخمهاي تن ابيعبدلله بيمي ندارد … حالا تو شيون کن .
صيحه بکش و صرخه کن … فايدهاش چيست؟
فکر کن همهي ديون ما به امام حسين با سينه زدن و زنجير زدن و جاري کردن
خون ادا ميشود. اين هم ؛ همهي فقاهت پوياي شيعه … خاک بر سر ما که از
دين فقط همينها را فهميدهايم . اف بر ما که به جاي فکر کردن براي از پا
درآوردن دشمنان اسلام ؛ شمشير دست گرفتهايم و بر سر خود ميکوبيم و
دلخوشيم که شيعهي حسيني هستيم که فرمود اگر دين نداريد لااقل آزاده
باشيد …
تا زماني که دينداري و حسيني زيستن ما اينگونه است وضع جهان اسلام
اينسان به وخامت ميرود .
اين غزه همان يوسف کنعاني ماست
با دست برادران به چاه افتاده است
ميبينيم برخي از سران عرب روزشماري ميکنند که هر چه زودتر کار غزه
يکسره شود . ميپندارند خاريِ بيغيرت خطاب شدن براي همين چند روز و چند
ساعت است …
آهاي سران مصر ، سران عربستان ، مردم ساکت جهان اسلام ، اعرابِ ابري ،
سازمان دفاع از حقوق بشر ، تکتک شما همراه صهيونيستهاي خونخوار به
گورستان تاريخ سپرده و از اين گورستان مستقيم به عذاب الهي دچار خواهيد
شد .
اتقوالله