تازه ترین مطالب این وبلاگ را که به درخواست شما به آدرس ایمیلتان فرستاده شده است. لطفا ببینید و برای دوستانتان هم بفرستید.اگر میخواهید اشتراکتان را قطع کنید، پایین صفحه را نگاه کنید. برای مشترک دوستانتان آنها در این خبرنامه میتوانید آدرس ایمیل آنها را در این صفحه وارد کنید: » فرم اشتراک ایمیلی «سردبیر: خودم»
توجه: برای دسترسی به این وبلاگ بدون فیلتر از این به بعد میتوانید از این نشانی استفاده کننید:
httpS://i.hoder.com لينکدونی -
May. 15
وقتی که دیدم گروه کیوسک در یکی از آهنگهایش اصل ایدهی جمهوری اسلامی، یعنی ترکیب دین و دموکراسی را با تشبیه آن به پیتزا و قورمه سبزی مسخره میکند و بعد هم حمایت ایران را از مردم فلسطین و همینطور برنامهی اتمی ایران را تحقیر و استهزا میکند، تقریبا حدس زدم که عاقبتشان به کجا ختم خواهد شد: عباس میلانی و موسسهی هوور دانشگاه استنفورد اشتباه نکنید. من هیچ مشکلی ندارم که «کیوسک» یا هر گروه درجهی هشتی بیاید و مواضع وزارت خارجهی آمریکا را در موزیک قلابی تقلیدیاش بگنجاند و صفحههایش را حتی در ایران منتشر و پخش کند و آزادانه کنسرت بدهد و اینها. ولی از این عصبانیام که جمهوری اسلامی با این همه پول و امکانات انسانیای که دارد نمیتواند حتی از مواضع برحق خودش، مثل همین حمایت از مقاومت مردم فلسطین دربرابر حکومت استعماری و نژادپرست اسراییل، درست و حسابی دفاع کند و با همین ابزار کیوسک با تفکر آنها مبارزه کند. البته نمیخواهم مثل دوست عزیزم معصومه ناصری، که در عمل دیدگاه بچهباحالهای شمال شهری تهران را به کل مردم ایران تعمیم میدهد، بگویم که هیچکس در ایران دلش با فلسطین نیست و همه ته دلشان از آنها متنفرند و از روی این تنفر دلشان با اسراییل است. ولی متاسفانه در ایران هر چه آدمها جوانتر، پولدارتر و درسخواندهترند این نگاه را به مسالهی اسراییل و فلسطین دارند و این خطری بالقوه است. جمهوری اسلامی خیلی خوب توانسته است اکثریتی بزرگ از مردم ایران را در این دیدگاهها با خود همراه کند و تصادفی نیست که هنوز اکثریت مردم ایران دلشان با فلسطین است و از حمایت حکومتشان از این ستمدیدهترین مردم دنیا راضیاند. نباید یادمان برود که اتفاقا حمایت از فلسطین بر اساس قانون اساسی وظیفهی جمهوری اسلامی است و این قانون اساسی هم تا حالا دوبار (پس از انقلاب و پس از جنگ در بازنگری قانون اساسی) از اکثریت قاطع مردم ایران رای آری گرفته است. (اصل دوم قانون اساسی میگوید که ایران موظف است با تمام امکاناتش سیاست خارجیاش را طوری تنظیم کند تا بتواند از تمام مستظعفان دنیا بیدریغ حمایت کند.)
مساله این است که بخشی از آن اقلیت کوچک که همراه با این اصول نیست بخاطر دسترسی بیشترش به ثروت و آموزش، در ده، پانزده سال آینده نفوذی چندین برابر آن اکثریت خواهد داشت و این خطری است برای جمهوری اسلامی که بخشی موثر از نخبگانش به اصول مبناییاش بیاعتقاد باشند. راحت بگویم: جمهوری اسلامی مواضع برحقش را، از جمله دفاعش از فلسطین، «سکسیتر» ارایه کند. نمیگویم که کل سیستم فرهنگسازیاش را عوض کند، چون این سیستم فعلی برای اکثریت بزرگی از مردم جواب میدهد. ولی همین سیستم فعلی برای این اقلیت کوچک نخبه نه تنها جواب نداده و نمیدهد، بلکه تاثیر معکوس گذاشته و خواهد گذاشت. یعنی نه تنها در میان این اقلیت نتوانسته همدلی با فلسطین ایجاد کند، بلکه روشهایش نتیجهی معکوس داده و همدلی با اسراییل ایجاد کرده است. خود من با شرمندگی تمام سالهای سال جزو همین گروه اقلیت بودهام و خوب میتوانم این تاثیر معکوسی را که میگویم درک کنم. من تا وقتی که از آن فضای تبلیغاتی بیرون نیامدم و ندیدم که چقدر آدمهای کاردرست و درس خواندهی بقول ما خارجی و حتی یهودی هستند که صدها بار بیشتر از من مخالف اسراییل و مدافع فلسطین هستند، مثل بسیاری از همنسلانم همدلی زیادی با فلسطین و موضع رسمی جمهوری اسلامی در قبال آن نداشتم.
البته خواندن بیشتر و تفکر بیطرفانهی بیشتر هم در این تغییر آرام بیتاثیر نبود، ولی، خودمانی بگویم، تا وقتی ندیدم که طرفداری از فلسطین در انحصار مردان ریشوی عصبانی و زنان چادری سبیلوی دنیا نیست، سراغ آن نوشتهها و تفکرات تازه نرفتم. تا وقتی در خود اسراییل ندیدم که چقدر جوانهایشان بیشتر از من از ظلم و نژادپرستی و جنایتهای حکومتشان شرمنده و خشمگیناند، این تلنگر به ذهن من نخورد. تا وقتی ندیدم در قلب همین اروپا، دختران سکسی و اهل پارتی و خوشگذران برزیلی و انگلیسی و نروژی و ایتالیایی و فرانسوی و اتریشی و آمریکایی صدها مرتبه از من پر ادعا بیشتر با ضعیفان دنیا همدلی میکنند و با افتخار چفیه دور گردنشان میاندازند و به راهپیماییهای ضداسراییلی میروند و مثلا استارباکس نمیروند چون صاحبش صهیونیست است و میلیونها دلار در سال به اسراییل صدقه میدهد، این تکان به من وارد نشد. بهرحال ما همه انسانیم و انگیزههایمان برای کارهای مختلف آنقدر که خودمان فکرمیکنیم عقلانی نیست و بسیاری از آن به چیزهای خیلی کوچکی مثل یک عکس، یا یک رنگ یا بو یا خاطره یا آهنگ و اصولا حسهایمان برمیگردد تا قدرت تعقلمان. این چیزی است که جمهوری اسلامی با اینکه میفهمد و خوب هم برای آن اکثریت اجرا کرده است، به دلایل مختلف نتوانسته برای این اقلیت جوان درسخواندهتر و اصطلاحا امروزیتر عملی کند. همین پتانسیل خطرناک است که عباس میلانی و رفقایش در هوور یعنی لری دایموند (که از مهمترین آدمهای NED هم هست) و رابرت مک فال -- که از مهمترین مشاوران حکومت آمریکا برای طراحی روشهای سرنگونی غیرنظامی ایران هستند -- دنبال موزیک پاپ و وبلاگها و سکس و حقوق زنان و جامعه مدنی در ایران راه انداخته است. جودیت باتلر: نقد اسراییل نه تنها بر اساس یهودیت ممکن، بلکه لازم است مثلا همین هفتهی پیش یک آگهی در روزنامهی هرالد تریبیون چاپ شد که در آن تعدادی از باحالترین آدمهای فرهنگی و هنری غیر مسلمان و غیر عرب دنیا به اسراییل بخاطر جشن شصت سالگیاش تاخته بودند و خلاصه گفته بودند که شصت سال رقصیدن بر گور هزاران هزار فلسطینی که شما مملکتتان را روی آن ساختهاید مایهی شرم است، نه جشن. آدمهایی از راجر واترز (که بخاطر پینک فلوید در ایران این همه کشته و مرده دارد) و کن لوچ (فیلمساز یهودی و انگلیسی) و ایان پیس (موسیقیدان انگلیسی و یهودی موزیک کلاسیک) تا جودیت باتلر (فیلسوف یهودی آمریکایی و ضد صهیونیست و همجنسگرا و مدافع حقوق زنان) و جیانی واتیمو (فیلسوف همجنسگرای ایتالیایی) و نایومی والاس (نمایشنامهنویس یهودی آمریکایی). (نسخهی پی.دی.اف آن را ببینید.) چه میشد اگر مثلا شبکهی سوم یا چهارم یا شبکهی تهران تلویزیون شروع میکرد و مثلا در یک برنامهی ده قسمتی با این جور آدمهای مصاحبه میکرد یا نظراتشان را دربارهی دلایلشان برای دفاع از فلسطین و مخالفتشان با اسراییل پخش میکرد؟ سخنرانی ایلان پاپه دربارهی پاکسازی نژادی فلسطینیان توسط اسراییل یا مثلا راجر واترز و دمیس رسوس (او هم بیانیه را امضا کرده است) و مارسل خلیفه را به تهران دعوت میکرد و در همین سالروز شصتسالگی اشغال فلسطین برایشان در سه شب در ورزشگاه آزادی به همراه چه میدانم محمد اصفهانی و محسن نامجو و علیرضا عصار و اینها کنسرت میگذاشت و میلیونها جوان پاکدل ایرانی را که همیشه بر اساس فرهنگ ایرانی طرفدار ستمدیدگان بوده است با چهرهای دیگر از طرفداران فلسطین آشنا میکرد، و همزمان هم بطور مستقیم آن را در شبکهی سوم پخش میکرد؟ یا اصلا خرج این کنسرت را می داد و در دوبی برگزارش میکرد و بعد از شبکهی سوم مستقیم پخشش می کرد؟ یا مثلا ایلان پاپه، نویسندهی اسراییلی شدیدا منتقد اسراییل و مدافع فلسطین را دعوت میکرد به ایران و برایش در دانشگاهها تور سخنرانی میگذاشت و نشان میداد که چطور حتی خود اسراییلیها هم از این ظلم ناراضیاند و حق را به فلسطینیان میدهند؟ چطور آمریکاییها برای شیرین عبادی تور میگذارند که برود این طرف و آن طرف دنیا و بریند به جمهوری اسلامی؟ چرا ایران از این مقابله به مثلها نمیکند؟ جمهوری اسلامی تنها کشور دنیا است که با گفتار و کردارش صادقانه پشت این ملت ستمدیده ایستاده است و میلیاردها نفر از مردم جهان ایران را به این دلیل میستایند. آن وقت یکی، دو میلیون جوان ایرانی را در همین ایران نمیتواند قانع کند که چرا باید به این دفاع و مقاومت افتخار کنند؟ منظور من از سکسی کردن مقاومت بر ضد استعمار و سلطهی آمریکا و اروپا و اسراییل همین است و یکی از اهداف من برای بازگشت به ایران نیز همین است.
Excerpt:
While hundreds of millions around the world are proud of Iran for its
stance on Israel and Palestinian rights, Iran has failed to convince
and mobilize its young educated elite for this cause. They to need to
make such cause sexier. That's what it lacks, not logical arguments.
نظرات ديگران
: آقای درخشان. موسسه هوور Hoover گرچه از نظر فیزیکی در دانشگاه
استانفورد است (یعنی در campus دانشگاه واقع شده) از دانشگاه کاملا مستقل
است مثلا اعضایش الزاما عضو دانشگاه استانفورد به حساب نمیایند گرچه تعداد
خیلی کمی از استادادان استانفورد مثل بعضی از استادان سایر دانشگاهها با
آن موسسه همکاری میکنند.
دوم آنکه قبلا گفته بودید هر چیزی که از استانفورد باشد خبیث هست (البته
از لفظ دیگری استفاده کردین که من بیاد ندارم). خوب این از شما بعید نیست
چون با ساده انگاری شدیدی همه چیز را به کل سیاه یا سفید بشمار میاورید.
نمیتونین قبول کنین که فردی یا موسسه ای در یکی از این دو کمپ نباشد. آیا
استادان ضد اسراییلی استافورد هم خبیث هستند؟ استانفورد در بخش تاریخش
History Department فقط یک استاد در ضمینه سیاست معاصر در خاورمیانه دارد.
این استاد نامش جویل بینین هست و تاریخ معاصر خاورمیانه درس میدهد (و
مساله اعراب و اسراییل رو تدریس میکنه). بدون تعارف هم مخالف صهیونیسم
هست. این با وجود اینه که دانشگاه کلی دانشجوی یهودی طرفدار اسراییل داره
و وجود همچین استادی میتونه برای یک دانشگاه خصوصی که مشتریهاش (یعنی
دانشجویانش) کلی یهودی هستن موجب درسر باشه. البته استادان طرفدار اسراییل
هم هستند ولی آنها موضوع جنگ اعراب و اسراییل رو درس نمیدن چون تخصصشون
این نیست. در ضمن اشاره به تناقض ظاهری (و در واقع غیر واقعی) مدرنیته و
سنت در یک آهنگ به شیوه گروه کیوسک معادل مسخره دین و سنت نیست. این تعبیر
جنابعالی بیش از حد بدبینانه هست. فکر کنم فقط بعد از اینکه این گروه به
استانفورد آمد به فکرتون رسید که اینها لابد دارن سنت رو "مسخره" میکنند
ولی آهنگ هاشون رو اگر آدم با انصاف بررسی کنه الزاما این رو نمیرسونه چون
خیلی از به اصطلاح سنتی ها هم صحبت از تعامل سنت و مدرنیته میکنند.
بنابراین اشاره به این تناقضات ظاهری معادل تمسخر نیست بلکه حداقل این
فایده رو داره که به ما اجازه میده راجع به این موضوع بحث کنیم. تا اونجا
که من از آهنگهای این گروه سر در آورده ام واقعا حرف زیادی برای گفتن
ندارند.
--------------
• هودر: عباس میلانی عضو هوور و از مدیران پروژهی «دموکراسی ایران» هوور
است.
: حسين عزيز، وقتي كاملا از بيرون بدون نظر و با ديد باز به مطلب
كنوني نگاه مي كنم برداشت جالبي دارم. تو، چه آن موقع كه در ايران بودي و
چه اكنون در اروپا، پيرو مد هستي. اينجا، پارتي بروهاي اسكي باز شمال شهري
سكسي حالشان از فلسطين به هم مي خورد و آنجا دختران بلوند نروژي ضد
اسراييلي هستند. موضوع اين است كه اسنوبيسم وجود تو فرملنرواي قدري است كه
از خميني بزرگ بيشتر روح تو را تسخير كرده. تو صاحب نظر نيستي، تنها پيرو
شريف يك عضو شريف هستي...
--------------
• هودر: آهان. خیلی ممنونم که بدون اینکه حق ویزیت بخواین من رو بطور
مجانی معاینه کردین، استاد روانپزشک. شما یک نابغه هستین و احتمالا
میتونین همهی دنیا رو هم به همین راحتی درمان کنین.
: آقا حسین. حالا دیگه هرکی بچه بالاشهری شد سوسول شد.
بعدم هرکس سوسول شد اخ شد.
بعدم هرکی اخ شد دیگه آدم نیست باید خفه شه؟ اصلا یه عده دوست دارن ایران
همه چیزایی به شده که تو با تنفر ازشون یاد کردی. یعنی این آدما حق ندارن
اینجوری فکر کنن؟ حسین حالت خوبه؟ معلوم هست چی شدی؟
--------------
• هودر: من کی گفتم بالاشهری حق نداره حرف بزنه. گفتم هیچکس حق نداره جای
همهی مردم حرف بزنه. شماها هم فقط دنبال بهانه میگردین که بیان یه لگدی
به من بزنینها! انصاف هم خوب چیزیه والا. حرف من رو عوض میکنی و بر
اساسش بهم فحش میدی؟
: من همسن و سال خودتم. نه بچه بالا شهر بودم نه پینک فلوید گوش
می دادم. بچه تهران نو بودم. این از بک گراندم. تو قضیه اعراب و اسرائیل
هم بطور طبیعی هر دو طرف را مقصر می دونم. اما می خواستم بدونی واسه من و
بسیاری از کسایی که من می شناسم روز نکبت ۲۲ بهمن ۵۷ ه. تا جمهوری اسلامی
بساطش تو ایران بر پاست من طرفدار اسرائیلم. واسه من اسرائیل سمبل مبارزه
با ایدئولوژی نفرت انگیز اسلامی تو خاورمیانه و آخرین سد در مقابل مفت
خورهای لاشخور و گردن کلفتی مثل حسن نصرالله و خالد مشعل و محمود احمدی
نژاد است با وجود تمام بدیهاش و حتی بعضی وقتها جنایتشهاش. وجود همین
اسرائیله که خیالم راحت باشه که جمهوری اسلامی آرزوی بمب اتم رو به گور
خواهد برد. در حکومت بعدی ایران و اسرائیل دو متحد اصلی در خاورمیانه
خواهند بود و اونوقته که ایران می تونه رو اسرائیل تأثیر مثبت بذاره و راه
حلی واسه صلح خاورمیانه پیدا کنه.
: آقا، من چندين بار کامنت گذاشتم، و ممنون که پخش کردی، ولی هر
بار با رندی از زير جواب دادن در ميری.
اگر ما نخوايم خودمونو فدای فلسطين کنيم چيکار بايد بکنيم؟ اگر اوناييکه
سال 58 و بعد 68 رفتن به اين قانون اساسی رای دادن اشتباه کرده باشن، ما
چرا بايد تاوون بديم. اصلا مگر همون آيت لله قهرمان شما خودش نگفت اگر
پدران ما يکی رو قبول کردن به ما چه (نقل به مضمون از سخنرانی بهشت ز هرا
در دوازده بهمن). بعدشم آقای هودر خان...برای ما ادا اطوار در نيار! بگو
کفگير خورده به ته ديگ، منم بايد برم ايران يک کم مطالبات معوقه از
موئتلفه دارم بگيرم. ايران نه تنها که از هيچ مظلومی دفاع نميکنه، بلکه در
بسياری از جاها ضعيف کشی هم ميکنه. اگر قراره بر اساس قانون اساسی هرکی از
آرمان اون فلسطين کوفتی دفاع نکنه، خائن باشه، چرا هيچکس از ايران و
منجمله شما منجی عالم پست کلنيال، از اينهه قتل در "دارفور" سودان نه اسم
ميبرين نه اشاره ميکنين. تعداد تلفات جنگ اعراب با اسراييل در اين شصت
سال، اگر هم روی هم بزارين به انجاه هزار هم نميرسه! در دارفور در کمتر از
چهار سال، چهارصد هزار نفر کشته شدن. فقط مشکل اينه که در دارفور، مسلمونا
دارن پدر هرچی صاحب بچه نامسلونه ميسوزونن، و نتيجتا با هيچ سريشمی نميشه
به مبارزه جهانی عليه استعمار بستش.
حالا من وارد مسلمانان چچن، مسلمانان چين و بقيه نميشم که سيستماتيک سرکوب
ميشن. اين همه سال طالبان تا جد و پدر جد همين همسايه های افغانی رو
سوزوند، اين قانون اساسی ما کجا بود؟
دفاع از فلسطين فقط سرپوشيه برای پوشش بحران های داخلی. دولت و حکومتی که
تو اداره مملکت خودش مونده، غلط ميکنه از فلسطين دفاع ميکنه. خود اونا هم
دفاع ما رو نميخوان، نشونشم رای است که محمود عباس دادن! اينو ديگه
نميتونی منکر شی. ادا در نيار. بگو ميخوام برم ايران. اينقدر هم از دهن
مردم ايران حرف نزن. ما همه هم سن و ساليم، و هم اونجا رو خوب ميشناسيم و
هم مردمشو.
: حسین واقعا خجالت داره که تو میخواهی به من فرق بین دیسکورس با
دیالوگ رو نشون بدی.عمو جان من این مسالب رو دست اول در دانشگاه سالهای
1990 خوندم. همون موقع اش هم نگاه انتقادی به پست استراکچرالیزم داشتم. تو
واقعا فکر میکنی چون تو تازه به این مفاهیم رسیدی معنی اونها رو بهتر
میفهمی؟ وقتی میگم که هم و غم تو طبقه غیر مذهبی داخل ایران و سفید
پوستهاس خارج از ایرانه بهت برمیخوره. تو میخواهی حقانیت فلسطین رو با
نشون دادن مو بور به ایرانی ثابت کنی؟ کدوم ایرانی؟ ایرانی مذهبی خودش
«آلردی» طرفدار فلسطینه و به مو بور احتیاج نداره. برای من برعکس تو
ساختهاار خارج از دیسکورس ها هستند . اصلا فرق فلسفی ما همینه که برای تو
و بقیه پست استرکچرالیست های naive همه چیز توی دیسکورسه. درحالیکه برای
من دیسکورس محدود به ساختارهایی هست که ماورای دیسکورس هستند و دیسکورس
فقط تا حدی میتونه این ساختارها رو تحت تاثیر خودش قرار بده.
--------------
• هودر: این تویی که فکر میکنی از همه بیشتر میفهمی و میدانی و برای
دیگران حقی قايل نمیشی. چند جور دیسکورس داریم و من نمیدونم تو بر اساس
کدوم یکی از اونها داری حرف میزنی و قضاوت میکنی. چیزی که تو اسم رو
میذاری ساختار توی بیشتر مدلهای دیسکورس نفی نمیشه و اتفاقا دیسکورس
شامل این ساختها که زبان و خاستگاه اجتماعی و روابط قدرت و... هم هست.
مهم اینه که چی میخوای بگی آخر سر. دعوا سر اسم که نیست. اصل حرفت رو بگو.
حالا تو اصرار داری بگی من نمیفهمم و تو میفهمی. باشه. تو با یک لیسانس
هنرت فقط توی دنیا هستی که تئوری میفهمی و ایران رو هم بدون اینکه از
بیست سال پیش دیده باشی از همه بهتر میفهمی، همینطور خاورمیانه رو بدون
اینکه حتی یک دقیقه توی هیچکدومشون سپری کرده باشی. در ضمن، مطلب من رو
اگه میخوای گیر بدی بهش لااقل درست بخون. من گفتم برای «جوانان نخبهی
امروزی» جمهوری اسلامی باید مواضعش رو یه جور دیگه فریم کنه. نه اونجوری
که برای اکثریت مذهبی میکنه و خوب هم کار کرده همیشه. حالا تو اصرار داری
حرف من تحریف کنی و بعد باهام مخالفت کنی. میذارم به حساب ایگوی
ارضانشدهات و مشکلات اخیر کاری و زندگیات.
: Do you wanna know why they can convince educated people?
The only country in the world with the title "Islamic republic" is Iran
.after 30 years its clear that this system is not working, but they
insist that this is the only way to heaven and Iranians are unique(i.e.
Iran is in deep shit not because idiots are running the country because
the enemy doesn't like us)
You don't think such a system will lose its credibility? This system
can not convince any body on any thing (even if its right),you and I
are living in western countries with our health coverage and
unemployment insurance ,if you go back to that shit hole and live there
for a year then you wouldn't have so many questions with obvious
answer! you act like you have never lived in that country. Those people
you think government has convinced are just following the wind! (they
have no opinion or education what so ever)
: Hoder! Just reading the title I lost my interest in sex!
Saying that, you could be on something here. Could it be that mullas
find the Palestinian issue sexy? and that is why they are so drawn to
that?
Well, you never know what people find sexy when they are banned from
doing the normal thing.
: مشکل حسین اینه که فکر میکنه با دیسکورس بازی میشه شاختارهای
واقعی رو یکشبه عوض کرد. دوباره بگم مشکل اینجا فلسفیه و برمیگرده به
آموخته های جدید حسین. تبلیغات و پروپاگاندا و دیسکورس هاس جداب تا حدی
موثر هستند و تمام این اعمال در داخل سیستم سیاسی روانشناسی اجتماعی امکان
موثر بودن دارند. با دیسکورس نمیشه همه چیز رو عوض کرد. این یه مسکل. مشکل
دیگه اینه که سکسی کردن مسئله ای مثل فلسطین خطر اینو داره که بعد از مدتی
فلسطین از مد میفته. یادمون نره که چطور در پایان دهه ۹۰ سیاسی بودن و
رادیکال بودن سکسی شد. از نوامی کلاین تا رادیوهد و بقیه همه شدند ضد
کورپوریشن. بعد یه باره سیاسی بودن از مد افتاد و دوران vice magazine و
غیر سیاسی و دست راستی بودن سکسی شد. مشکل سخصس حسین ایه که دوست داره این
که از این موضوع ها برای جلب توجه در بین اقشار مدرن داخل ایران و دست چپی
های مترقی در خارج استفاده کنه. مسکل حسین اسنه که هنوز برای اعتماد به
خودش به کف زدن و جلب توجه سفید پوستها و آدمهای مدرن در ایران شدیدا نیاز
داره. حسین نمیفهمه که یک تار ریش یه اخموی مسلمان ریشو به اندازه هزار تا
دختر چفیه به سر برای فلسطین کاربرد واقعی داره. -----------
• هودر: تو معنی دیسکورس رو خوب نفهمیدی انگار. دیسکورس معنیاش خیلی
فراتر از دیالوگ است و اون چیزی رو هم که تو اسمش رو مذاری ساختار شامل
میشه. در مورد سکسی کردن هم تو بهتره اول بعد از بیست سال یه سفر بری
ایران تا بفهمی منظور من اصلا چی هست. ایران برای همراه کردن نخبههای
جوونش باید یک سری خلاقیت به خرج بده و ظریف تر و خاص تر عمل کنه. تو
امسال تابستون برو ایران تا بفهمی چی میگم. یه دختر آمریکایی موبور طرفدار
حماس روی این قشر جوون ایران از تاثیر صدتا مرد ریشو بیشتره روی اون قشری
که من میگم. اینا یه عمره صبح تا شب آدم ریشو دیدن که شدن طرفدار
اسراییل. تو نبودی نمیدونی بابا جان.
: بخش اول صحبت خنگ خدا رو چرا جواب ندادی؟ اینکه اندیشه و نوع
بیانت شبیه شریعتمداری شده و هر کسی که چون تو نیاندیشد را مزدور و وطن
فروش می نامی "اظهر من الشمس" است. لطفا کتمان نکن.
-------------
• هودر: من فقط کسانی را که مستقیما از طرف آمریکا و اروپاییها برای ضربه
زدن به کشورشان حمایت میشوند خائن مینامم. تازه نیازی هم به اسم گذاری
من نیست. من فقط سند و مدرک پیدا میکنم و نشان میدهم. مردم خودشان هر
اسمی میخواهند روی این کارهای میگذارند. اشکال کار کیهان این است که
خیلی وقتها بدون سند و مدرک به آدمها اتهامات گنده گنده میبندد. ولی
همیشه هم حرفهایش غلط نیست. اصولا هیچکس همیشه حرفهایش غلط نیست. هیچ چیز
سیاه مطلق یا سفید مطلب نیست.
: Dear Hoder,
I am totally against you, I beleive that less than 5% of iranian people
even think about Palestine. In the country that more than 90% of people
are under the line of poverty and very soon they wouldn't be able to
buy basic food. If you want to make yourself famous there are lots of
other way that you can use. Look at you blog from 2 years ago, you just
turn yourself to a typical selfish person that just swear. No matter
what you are with Ahmadinejad team. Your have problem whit anybody who
get any reputation. Do you know wh nobody likes you? because you there
is no logic in non of your word. You just swear. I am sorry to say that
you don't know history, you have no idea about politics and mostof your
analysis are totaly wrong and have no value at all. I came to your
seminar in Vnacouver a few years back. You have nothing to say. You are
desperately seeking for reputation but you can't find it. I am sorry to
say that you have no understanding about political and economical
situation in Iran. Your writing is fine and you are able to make
implications. I am 100% diagree with standing to Israel and forget
Palestinian people. They are human to but I think that Iran, Iranian
and our national benefit has priority on everything. If I were you, I
would forget writing for a period of time. I would go back and read my
comments from 3 , 4 years ago. You are going down so bad.
------------
• Hoder: I have sourced my statistics. Where are yours for such
incredible numbers about poverty and support of Palestine etc.? But
even from the Iranian security point of view, apart from the ethical
argument, Iran has helped its security by helping resistant groups
against Israel, its closest enemy. Look how Israel is now scared of
Hezbollah and Hamas.
: من از بچههای همسنوسال تو هستم. وقتی که ایران بودم در شمال
شهر تهران زندگی میکردم. مشروب میخورم. به هیچ دینی هم اعتقاد ندارم.
ولی هیچکدام از اینها هیچوقت باعث نشد که ظلم حکومت اسراییل به مردم
فلسطین را نبینم. بیشعوری خودت را به دیگران تعمیم نده. مشکل تو این است
که همیشه به همه چیز به طور سطحی نگاه میکنی. اگر دختران سکسی برزیلی
چفیه به گردنشان نمیانداختند عقیدهات عوض نمیشد؟ برای همین است که
دیگران را همیشه متهم میکنی به غربزدگی و نوکری «مردان سفید موبور». کافر
همه را به کیش خود پندارد. -------------
• هودر: من اتفاقا در یک محیط مذهبی و انقلابی بزرگ شدم و تا بیست و دو،
سه سالگی هم آدم مقیدی به دین و مذهب بودم. برای همین خیلی بیشتر از امثال
تو در معرض این تبلیغات زمخت و فرهنگسازی رسمی جمهوری اسلامی دربارهی
همه چیز بودم. نمیخواهم زیاد در دام ساختارگرایی بیفتم، ولی به هر حال تو
هم اگر در شرایط من بزرگ شده بودی ممکن بود اینطوری نبوده باشی. آن دختر
برزیلی اتفاقا نه مرد است و نه موبور. اصل حرف من این است که بر خلاف نگاه
مدرن به سوژه (Subject) که آن را یک تمامیت خردمند فرض میکند، رفتار
آدمها بسیار تحت تاثیر تصادف و انگیزههای کاملا غیرعقلانی (شاید بشود
گفت Contingency) است. خود تو هم برای بسیاری از علاقهها یا تنفرهایتان
نمیتوانی دلایل عقلانی پیدا کنی، چون به احتمال زیاد آدم هستی، نه روبوت.
مگر اینکه برای حال گیری از من آدم بودن و ذهن و حس داشتنت را هم نفی کنی.
:
fuck off baba.
: میدونی چرا خارجیها خیلی راحت تر با این مساله کنار اومدند؟ چون
قسمت زیادی از درآمدهای کشورشان که حق خودشونه به زور نمیدن به فلسطین.
چون بحث ایدولوژیکی ندارند، طرف مظلوم رو میگیرند فارغ از دین و نژادشان،
چون به بهونه حمایت از فلسطین دولتشون اقدام به تندوری و حرفهای بزرگتر از
دهنشون نمیزنه... بله داداش من، هر جا افراط باشه، نتیجش همین میشه که در
ایرانه.. من نه در شمال شهر زندگی میکنم، نه مرفهم نه بچه باحال، پس الکی
دوباره انگ نزنی، من خودم معتقدم اسرائیل باید کنترل بشه و جنایتهاش
محاکمه، اما از اون طرف هم حماس بخاطر جنایتهاش محاکمه بشه، من مثل تو
سیاه سفید نگاه نمیکنم، تقصیر هر دو طرف هست و دولت بجای کمک به حماس از
محل درآمدهای مردم کشورش که در بدبختی دست و پا میزنند، باید از شیوه های
دیپلماتیک و فرهنگی به حمایت از "مردم" فلسطین بپردازه.
در ضمن دست از اتهام زنی بردار، کیوسک حال کرده این آهنگ رو خونده و کلی
هم طرفدار پیدا کرده تو ایران، گفتن حرف دل خیلی از مردم حتما وابستگی به
آمریکا معنی نمیده...
-------------
• هودر: خاستگاه اجتماعی یک بخش از دیسکورس است، عقلانیت بخش دیگرش، و
Contingency و تصادف هم بخش دیگرش. نمیشود کل یک دیسکورس (در این مورد یک
آدم را) تقلیل داد به یکی از اینها. در ضمن، پولی که ایران به فلسطینیها
داده است یک هزارم پولی که عربستان و قطر و بقیهی کشورهای عربی دادهاند
نمیشود. در مقیاس بودجهی ایران هم رقمی نیست. مهم حمایت سیاسی و فکریای
است که ایران از فلسطین میکند و همهی دنیا از این نظر از ایران عقباند.
براساس قانون اساسی ایران باید هم حمایت مالی بکند و هم سیاسی و معنوی و
انواع دیگر. در ضمن، آلبوم تازهی کیوسک که درآمد میفهمی که ماجرا طبیعی
و اورگانیک است یا مهندسیشده و حمایت شده در آمریکا. من سندی از اینکه از
اول این ار مهندسیشده بوده ندارم، ولی کلی شاهد هست که از یک جایی به بعد
آمریکاییهای دنبال سرنگونی جمهوری اسلامی از این گروه حمایت کردهاند و
استقبال و حمایت عباس میلانی از آن فقط یکی از این شواهد است. مطمئنا من
اگر دسترسی به منابع مالی و خرج و دخلهایشان داشتم شواهد بیشتری پیدا
میکردم. ولی صبر کن و ببین آلبوم بعدیشان چطوری و با چه محتوایی بیرون
خواهد آمد.
: جالب است که همزمان با نزدیک شدن نظرهایت به حکومت ایران ادبیات
حکومت ایران را نیز بکار میبری! ادبیات تخریب دگراندیشان و خود را مرکز
دنیا دانستن. نگاهی به نوشتههای پیشینت بیانداز. بیشتر کسانی را که سرشان
به تنشان میارزد اگر با حکومت ایران موافق نباشند به راحتی مزدور و
جیرهخوار امریکا و اسراییل معرفی میکنی. همه خود فروخته و وطن فروش
هستند مگر اینکه مانند شما فکر کنند. این ایده آدم را یاد حسین شریعتمداری
و روزنامهی کیهان میاندازد.
من در سفرهایی که به ایران داشتهام و دارم نه تتها با به گفتهی تو
بچههای باحال شمال شهر بلکه با مردم کوچه و بازار، با کاسب و راننده
تاکسی، با پیرمردی که مسافرکشی میکند و با رفتگر محل هم گفتگو کردهام.
شنیدهام که مردم میگویند هنگامی که ما خودمان با هزار و یک مشکل دست و
پنجه نرم میکنیم به ما چه در دعوای عربها و اسراییلیها چه میگذرد.
جوانی با لهجهی لاتی میگفت: "عربها آنچنان از ما ایرانیها متنفرند که
وقتی تیم فوتبال ما به یکی از تیمهای عربی میبازد همهی عربها جشن
میگیرند حالا به ما چه که اسراییل این ...ها را میکشد، به درک!".
نکتهی جالب دیگر چگونگی خبررسانی رسانههای گروهی دولتی ایران است. اگر
یک غیر نظامی بیگناه فلسطینی کشته شود تاکید بسیار میشود که غیرنظامی بود
یا زن یا کودک بود. اما اگر یک زن یا کودک اسراییلی کشته شود خبر بصورت
"یک صهیونیست کشته شد" پخش میشود! کشته شدن غیرنظامیان و بیگناهان بد و
نادرست است چه فلسطینی و چه اسراییلی.
نکتهی دیگر برخورد سیاسی حکومت ایران با این مساله است. اگر مسلمانان
فلسطینی کشته شوند واویلا است و اسراییل و امریکا جنایتکار هستند ولی اگر
مسلمانان چچنی به دست نیروهای کشور دوست و برادر! روسیه کشته شوند گوشها
سنگین میشود و کسی نمیشنود. البته به باور من تفاوتی وجود ندارد و کشته
شدن غیرنظامیان بیگناه فلسطینی، اسراییلی، چچنی و غیره همه محکوم هستند
بدون انتخاب گزینشی خبر.
-------------
• هودر: در زمخت بودن کلی تبلیغات جمهوری اسلامی شکی نیست و با تو موافقم.
ولی فقط یک بخش از مساله مربوط به کشتار غیرنظامیان است. چون اگر اسراییل
با آدمکشی و تانک و اسلحه این چند میلیون ساکن آن سرزمین را آواره نکرده
بود و خانههایشان را صاحب نشده بود خشونتی در مقابل آن وجود نمیداشت.
ایران گاهی در این مورد اغراق کرده است، قبول دارم. کشتن غیرنظامیان
اسراییلی را هم تایید نمیکنم، ولی قابل درک میدانم. در ضمن، نظرسنجیها
نشان میدهد که مردم ایران با تمام این حرفها که میگویی باز هم با
اکثریتی قوی پشت فلسطینیها ایستادهاند. مردم ایران قر زیاد میزنند، ولی
عملشان خیلی وقتها با این قرقرها فرق دارد. ما که دیگر خودمان را بهتر
میشناسیم.
: تو هم خوب بلدی آقای گودرزی رو به آقای شقايقی ربط بدی ها!!
بابا جون پيتزای "قرمه سبزی" واقعا وجود داره!!!! يه ايرانی فکر کنم تو
کاليفرنيا.... کلّی هم کارو بارش گرفت و معروف شد سر اين قضيه "پيتزای
قرمه سبزی".آقای گودرزی رو به آقای شقايقی ربط نده!
-------------
• هودر: کانتکست شعر با چیزی که تو میگویی تفاوت دارد. لب حرف شعر همان
دوگانهی بیمعنی و سادهانگارانهی «سنت دربرابر مدرنیته» است و
میخواهد بگوید که این «تناقض» ها در نهایت باید از بین برود تا ایران
مثلا به چیزی که آقایان بالاشهری سوسول ما میخواهند، برسد. «کیک زرد» را
کنار بگذارد، دفاع از فلسطین را بیخیال شود، مذهب را ول کند چون دموکراسی
دینی مثل پیتزای قورمهسبزی بیمعنی و مسخره است، و... ویدیوی احمد
کیارستمی هم همین تم را با یک سری نشانههای بصری تقویت میکند و فراتر
میبرد. دوباره ویدیو را ببین و شعرش را گوش کن.
میدانید که کمونیستهای فرانسه شدیدا از میشل فوکو بخاطر نابود کردن دنیای سیاه و سفید و تقلیلگرایانهی خود متنفر بودند. برای همین هم همیشه دنبال بهانه میگشتند تا یک جوری او را ضایع کنند. این بهانه با نوشتههای ستایشآمیز فوکو دربارهی انقلاب ایران پس از مدتها به دست آمد و یکباره حملات شدیدشان به فوکوی بینوا شروع شد. طبیعتا طبق معمول یک زن کمونیست کلنگی ایرانی و بر اساس رسم همیشگی با اسم مستعار (آتوسا) هم پیدا شد که بیاید و با استفاده از اعتبار ایرانی بودنش بریند به فوکو. استدلال این خانم هم هیچ فرقی با استدلالهای نژادپرستانهی امثال کمونیست کارگری یا نومحافظهکاران آمریکایی ندارد که همهشان کل انقلاب ایران را به یک جور خاص از اسلام و کل آن جور خاص اسلام را به مسالهی زنان و کل مسالهی زنان را به حجاب یا سنگسار تقلیل میدهند. همانقدر که مضمون نوشتهی این زن را هزاران بار در این سالها دیده و خواندهایم، جواب مختصر و مفید فوکو به او را هم میتوان هزاران بار در پاسخ هر کدام از این نوشتهها داد:
فوکو بخاطر آن نوشتهها خیلی تحت فشار جو غالب کمونیستی روشنفکری اروپا قرار گرفت، ولی بر خلاف چیززی که در ایران به دروغ مشهور شده است او هرگز حتی یک جمله هم ننوشت که بتوان از آن معنی پشیمانی یا تغییر عقیده دربارهی نوشتههایش از ایران دریافت. آخرین مطلب او که درواقع دفاعی است از نگاهش به ایران بسیار مهم است، از این نظر که نگرش متفاوت و عمیقتر و کلیتر و تئوریکش را با کسانی که نگاه سطحیتر و نزدیکتر و غیرتئوریکتری دارند و فوکو آنها را «استراتژیست» مینامد نشان میدهد:
Excerpt:
Unlike what is falsely known among Iranians and else, Michel Foucault
never regretted his writings and appraisal on the 1979 revolution in
Iran. To him, it was a emerging singularity and a revolt against the
universal which deserved much respect and attention.
نظرات ديگران
: اصلاً لازم نیست آدم برود و بگردد ببینید فوکو چنین اظهار
پشیمانی کرده یانه. (گرچه من هم تصدیق می کنم که هیچ جا این توبه نامه
کذایی را ندیده ام) چون اگر کسی فوکو را بشناسد می داند که چنین آدمی با
آن تفکر نمی تواند هرگز چیزی درتقبیح انقلاب و خمینی گفته باشد. ولی
متاسفانه دوستان کمسواد و میانمایه ایرانی ما مثلاً در روزنامه کارگزاران
و غیره که هیچ کتاب دست اولی از فوکو نخوانده اند به نقل قول از رفیق رفقا
بسنده می کنند و می شود همینی که هست. حالا تازه خیلی هم ادعا دارند.
: iaboo Focault only talked baout Islamic revoulotion right
after th incident, after he didn't even mention it no more.At te time
nobody knew what Khomeini has in mind, even Said supported the
revolution at the time.
لينکدونی -
May. 13
|