سردبیر:خودم
نگاه فراساختاری حسین درخشان به ایران و ورای آن
تازه ترین مطالب این وبلاگ را که به درخواست شما به آدرس ایمیلتان فرستاده شده
است. لطفا ببینید و برای دوستانتان هم بفرستید.اگر میخواهید اشتراکتان را قطع
کنید، پایین صفحه را نگاه کنید. برای مشترک دوستانتان آنها در این خبرنامه
میتوانید آدرس ایمیل آنها را در این صفحه وارد کنید: » فرم اشتراک ایمیلی
«سردبیر: خودم» <http://add2sarkhod.blogspot.com/>
توجه: برای دسترسی به این وبلاگ بدون فیلتر از این به بعد میتوانید از این
نشانی استفاده کننید: httpS://i.hoder.com
*لينکدونی* - May. 12
- آیا حسین درخشان اطلاعاتی است؟ چند
فرضیه.<http://namahramane.blogsky.com/?PostID=18>
تحلیل جالبی است و فرضیههایی معقول. زمان آرام آرام مشخص میکند کدام
فرضیه درست بوده است.
- راجز واترز، جودیت باتلر، کن لوچ: ۶۰ سال رقص اسراییل بر گور
فلسطینیان رانده شده جشن
ندارد<http://inpursuitofjustice.wordpress.com/2008/05/10/israels-60th-anniv...>
تقددیم به کسانی که میخواهند مخالفان اسراییل را فقط خامنهای و
احمدینژاد و حماس و حزب الله نشان بدهند
دولت باید دیهی بزهکاران فقیر ولی شایستهی عفو را بدهد
<http://i.hoder.com/archives/2008/05/080512_017339.shtml> 8 نظر از
خوانندگان <http://i.hoder.com/archives/2008/05/080512_017339.shtml#comments>
تیتر مطلب وبلاگ آسیه امینی را خواندم که نوشته بود: «دیه فقط ثروتمندان را
نجات میدهد <http://varesh.blogfa.com/post-652.aspx>.» راست میگوید و این
حقیقتی تلخ است که فقر موجب هم بزهکاری میشود و هم راه نجات بزهکار را از مرگ
میبندد. در عوض، ثروت نه تنها زمینهی بسیاری از بزهکاریها را از بین میبرد،
بلکه باعث میشود بزهکار در بهترین حالت حتی گیر قانون هم نیفتد یا در بدترین
حالت بتواند مجازات قانونیاش را با پول بخرد.
حالا که ماشین پیشنهاددهیام به احمدینژاد روشن شده میخواهم پیشنهاد بدهم یک
صندوقی درست کند به هر اسمی که دوست دارد و دیهی کسانی را که از روی فقر و
نداری و تنگنا دست به قتل زده است، چه مرد یا چه زن، از بیت المال بدهد و
موجبات آزادی آنها را فراهم کند. این هم از نظر انسانی خوب است، هم اسلامی، هم
کاری ضد قانون نیست، هم برای محبوبیت احمدینژاد خوب است، و هم برای وجههی
جمهوری اسلامی. دهان جانورهایی مثل شیرین عبادی و رفقای آمریکاییاش را هم
بیزنس «حقوق بشر» کمی میبندد.
------------------------------
*Excerpt:* I think Ahmadinejad should establish an endowment to pay for the
blood money (Diyeh) for those who have committed homocide out of poverty and
if they can raise the money, their death sentence would be lifted. Like the
case of Akram Mahdavi.
------------------------------
12 May 08 @ 01:59
AM<http://i.hoder.com/archives/2008/05/080512_017339.shtml> |
نظر (8) <http://i.hoder.com/archives/2008/05/080512_017339.shtml#comments>
نظرات ديگران
*Mo <http://whatever.blogspot.edu/>* : تو که با این پیشنهاد خوب دهن جونوری
مثل شیرین عبادی رو بستی یه لطفی بکن به این آهنگرزاده شیردل بگو مشکل تورم رو
هم حل کنه تا دهن جونورهایی مثل پدر من که توی ایران زندگی میکنند و بازنشسته
هستند رو هم ببندی. آخه هی میگن با این قیمت نفت چرا هر روز وضع ما بدتر میشه.
البته تقصیری هم ندارند ها چون پیرمرد هستند هنوز به صورت پست استراکچرال فکر
می کنند. شاید هم حقوق بازنشستگیشون رو NED میده. همه که مثل شما تو ناف اروپا
با سیاست مدارهای پست کلنیال نمی جنگند که -------------- • هودر: دوست عزیز.
این جور متلک انداختن بیشتر مال سن بچههای دبستانی و راهنمایی است. اگر حرف
جدیای داری مثل بزرگسالها بزن.
*د.د.* : پیشنهادت خوب بود تا جایی که نوشتی برای محبوبیت احمدی نژاد خوبه! و
اینکه به این و آن لقب جانور و حیوان میدی، چه نتیجه ای غیر از منفی میاره؟ تو
که بلدی، این یکی رو هم سانسور کن!
*Shirin* : در ايران تا بود ملا و مفتي-- به روز بدتر از اين هم بيفتي (ايرج
ميرزا)
*بهنام* : اسم صندوق مهم نیست. منبع مالی آن مهم است. یعنی پولش از کجا میاید؟
اگر پیشنهادتان این است که از طرف نظام پرداخت شود بهتان قول میدم که این
محبوبیت آقای احمد نژاد را بالا نمیبرد. اکثریت رای دهندگان میگویند چرا دولت
بجای اینکه به وضع امثال من برسه به افراد مجرم پول میده؟
*سید علی سنائی <http://blog.sanaei.com/>* : چند نکته ی تو در تو: یه صندوق
هایی در ایران هست که این کار را می کند. البته نه برای جرایم جنایی، بلکه
مواردی ار قبیل قتل های غیر عمد (مثلا تصادف)، چک و غیره. نکته دیگه این که دیه
به شرطی قاتل متعمد رو می تونه از قصاص نجات بده که بستگان طرف رضایت داده
باشند، و یا این که از زندان نجات بده برای قتل های غیر عمد. نکته بعدی این که،
تا "احمدی نژاد" بیاد موضوع گسترش این قضیه رو مطرح کنه، یه عده افراد تکراری و
منافق صفت داد و غار راه میاندازند که آهای ایهاالناس کجائید که بیت المال رو
دارن می دن به همون اراذل و اوباش ها و ملت که راضی نیستن واز این حرف ها که
خلاصه لجن مال می کنن کلش رو. نکته دیگه این که خوب بعدش با این بزهکار از مرگ
نجات پبدا کرده چه کنند؟ زندان، دارالتربیة، ...؟ زیربناش فکر نکنم وجود داشته
باشه. نکته ای دیگر این که سایت کابینه هفتاد میلیونی رو که حتما دیدی، اون جا
نظراتت رو بفرست، بالاخره همه باید سعی کنیم از راه اصولیش کارها رو انجام بدیم
(یه کمی شوخی!)، نکته ی فکر کنم آخرهم که بعد اسلامیش رو هم در نظر گرفتی،
البته ابدا "نو بیگ دیل"، ولی خوب...
*nokhostin* : به نظرم حانور بودن بیشتر به تو می آید نه به شیرین عبادی.
*اندیشه* : "دولت باید دیه ی بزهکاران از روی فقر را بدهد" آخه بی سواد جان
این چه جمله ایه؟ مسخره تر از این جمله تا به حال دیدی. کاش تو پیت حلبی فارت
می کردی این رو نمی نوشتی. مثلا می تونستی بگی:" دولت ...بزهکاران فقیر ..."
*kianosh* : Just a question as curiousity!Are you being paid by the
regime?My impression is that either you are planning to return to Iran and
live down there or because of you dad who has close ties to the regime you
look a little COSIDERATE!!!these days. You are free to choose your way but
following the Mullas and their regime will take you nowhere! ------------- •
Hoder: Yes, how genius. I have always been paid by Khamenei directly via his
paypal account and now he has asked me to return, because I'm busted. :)
*لينکدونی* - May. 9
- اخبار لحظه به لحظه از لبنان در پرس تی وی<http://www.presstvbeirut.com/>
- مرور ویدیویی دیروز تلویزیونهای خاورمیانه درباره تحولات تازهی
لبنان <http://www.linktv.org/mosaic/20080508>
البته خرج این پروژهی موزاییک را آمریکاییها میدهند
- اولین آهنگ رپ ساخته و پخش شده از تلویزیون جمهوری
اسلامی<http://simaeiran.com/joomla/index.php?option=com_content&task=view&id...>
البته مضمونش خیلی چرت است، ولی ریمیکس باحالی است.
- متن مصاحبه مطبوعاتی دیروز
نصرالله<http://www.presstvbeirut.com/pages/?cid=3200>
هدف انقلاب چه بود
<http://i.hoder.com/archives/2008/05/080509_017335.shtml> 16 نظر از
خوانندگان <http://i.hoder.com/archives/2008/05/080509_017335.shtml#comments>
جالب است که سفرهای پی در پی احمدینژاد به این طرف و آن طرف ایران حتی روی
آقای خامنهای هم تاثیر گذاشته است و او را ناچار به رابطهی نزدیکتری با مردم
<http://farsi.khamenei.ir/FA/Speech/index.jsp>و سفرهای بیشتر کرده است که
خیلی مسالهی جالبی است و بهرحال سودش به کل جمهوری اسلامی میرسد که رهبرانش
به مردم هر چه نزدیکتر باشند.
از بین سخنرانیهای آقای خامنهای در شیراز من چند پاراگراف را از دیدار با
دانشجویان <http://farsi.khamenei.ir/FA/Speech/detail.jsp?id=870214U> خوشم
آمد و در واقع به نوعی همان استدلال من هم هست که اسلام (یا اصولا هر دین یا
فلسفهی زندگی دیگر) خودش بخودی خود چیزی نیست جز یک حامل برای یک سری «ارزش».
انواع گوناگون اسلام بر اساس اینکه چه ارزشهایی را حمل میکنند از هم جدا
میشوند.
این استدلال برای فهم این مساله که چرا اینقدر جمهوری اسلامی به مذهب حساس است
و جلوی هرجور تضعیف یا کمرنگ کردن آن را میگیرد مهم است. چون با ضعیف شدن
مذهب در جامعهی امروز ایران در واقع سینی حمل کنندهی این ارزشها که هدف
انقلاب بودند نابود خواهد شد و اثری از آنها باقی نخواهد ماند. البته این
استدلال بیجواب نیست، ولی بحثش در فرصتی دیگر. فعلا این بخش از سخنرانی رهبر
را که دیدگاهش را به مذهب نشان میدهد ببینید:
... هدف انقلاب چه بود؟ هدف انقلاب عبارت بود از ساختن يك ايرانى با اين
خصوصياتى كه عرض ميكنم: مستقل، آزاد، برخوردار از ثروت و امنيت، متدين و
بهرهمند از معنويت و اخلاق، پيشرو در مسابقهى جامعهى عظيم بشرى در علم و
بقيهى دستاوردها - كه از اول و ازل بين آحاد بشر يك مسابقه است در دستاوردهاى
بشرى، در علم و در بقيهى خواستهها و دستاوردهاى بشرى - برخوردار از آزادى با
همهى معانى آزادى. آزادى فقط آزادى اجتماعى نيست - اگرچه آزادى اجتماعى، يكى
از مصاديق مهم آزادى است - هم آزادى اجتماعى مورد نظر است، هم آزادى به معناى
رها بودن و آسوده بودن و آزاد بودن كشور از دستاندازى بيگانگان و استيلاى آنها
- كه گاهى كشور بظاهر مستقل هم هست، اما زير نفوذ است - و هم آزادى معنوى، كه
آن رستگارى انسان و تعالى اخلاقى انسان و عروج معنوى انسان است، كه هدف اعلى،
اين است. همهى كارها مقدمه براى تكامل انسان و عروج انسانى است. اين بايد در
جامعهى اسلامى خود را نشان بدهد.
ايران با اين خصوصيات، مطلوب انقلاب بود. شما بپرسيد كه از كجاى انقلاب، اين
خصوصيات در مىآمد؟ كجا تدوين شد؟ من عرض ميكنم از كلمهى اسلامى. اسلام اصلاً
همينهاست. آن كسى كه غير از اين در مورد اسلام تصور ميكند، اسلام را نشناخته.
آن كسى كه تصور ميكند اسلام فقط به جنبههاى معنوى، آن هم با برداشت و تلقى خاص
از جنبههاى معنوى - عبادت و زهد و ذكر و امثال اينها - ميپردازد، به دنياى
مردم، به لذات مردم، به خواستههاى بشرى مردم نميپردازد، او اسلام را درست
نشناخته؛ اسلام اينجورى نيست. همهى اين چيزهائى كه گفتيم؛ هم آن چيزى كه مربوط
به مسائل دنيائى جامعه است - مثل عدالت، مثل امنيت، مثل رفاه، برخوردارى از
ثروت، برخوردارى از آزادى و استقلال - هم آنچه كه مربوط به مسائل اخروى است؛
مثل رستگارى، تقوا، پرهيزگارى، رشد اخلاقى، تكامل معنوى انسان، در كلمهى
اسلامى مندرج است
------------------------------
*Excerpt:* Khamenei defines what is Islam about in the Islamic Republic
------------------------------
9 May 08 @ 09:47
AM<http://i.hoder.com/archives/2008/05/080509_017335.shtml> |
نظر (16) <http://i.hoder.com/archives/2008/05/080509_017335.shtml#comments>
نظرات ديگران
*SamSam* : حالا اقايه حاجی ابوزر" برادر دو تا ويديو عباسی ديده و جو گرفته
"اين مسيو برادر "علاف پول حاجی موتلفه رو بخورو و در خارج کيف" کنه حسين اقات
اتفاقا به درد رژيمت ميخوره. ميدونی چرا ؟چون تو بغل ملات نشستي و طرفداريت از
رژيمت واست خرج نداره.دين تو عمو دکونته ,مسلمون بودن زير سايه حکمت ملا کيره
غولو شکوندن نيست..{من قبل انقلاب از 7 سالگی 1349 در يک خانواده ارتشي نماز
نخون نمازم ميخوندم تو مسجد سلسبيل .اينو ميگن عبادت نه مسلموني کمرشالايز شما
بسيجي هايه شستشويه مغزي}. جناب عالی اگه عشقت به رژيمت تظاهر نبود, به اين
حسين اقات نوکر بی جيره رژيمت نه اينکه کس شعر نميگفتی بلکه بشکن هم ميزدی که
سر چهار تا کله پوک خارجه نشين از دنيا بی خبرو کار گرفته ونظر اين ابلهان رو
نسبت به رژيم قراضت مثبت ميکنه و از مخالف موافق ميسازه. فرق اين حسين حزب الهی
و نويه ابوزر اينه که اين بابا يه فاسقه ولی سودش ميرسه به رژيمت ولی تو
مسلمونی ولی شرت ميرسه به رژيمت با رفتار بعد سوميت با ايرونيها. چون هنوز زير
کرسيتي و جات گرمه و منم منمت زياده برو بيرون تو برف تا ببينم چقدر تاب مياري
اي ابوذز زمان.از خمينيت ياد بگير در فرانسه با اداب فرانسوی جهان رو گذاشت سر
کار و در قم با اداب قمي. حالا ياد بگير از اين اين حاجی حسين الکلی منافقت که
چه جوری بايد مخ اين جماعت ايرونی رو به کار گرفت، اين بابا چند ساله خارجه نبض
خر کردن اينا رو ميدونه و شارده نی در دست و ادعای پست کلنييا در زبون ,ماهی
چند تغيير موضع داده تواب رو روونه خيمه اقات ميکنه.پس اگه تو واقعا درد دين و
انقلابت رو داری و فقط دکونت نيست يه دست مريزاد به اين نوکر بی جيره رژيم
ولايت بگو . والسلام
*سید علی سنائی <http://blog.sanaei.com/>* : در مورد آخر جوابت به رهگذر که
می گی "در ضمن، سینی زیاد مهم نیست، مهم اینه که توش چیه. اگه من و تو به یه جا
رسیدیم، تو چیکار داری که من چجوری رسیدم؟ چه فرقی برات داره؟". اگه از من این
سؤال رو کرده بودی می گفتم: پس زمان و انرژی و خیلی دیگر منابعی که این وسط صرف
می شن و از دست می رن کجا می ره و چی می شه؟ منابعی که می تونست از دست
نره.خیلی خلاصه؛ اگر تو مثلا ده سال پیش به چیزی رسیدی و من هم می تونستم با
کمی حواس جمعی و تأمل بیشتر و لجاجت نکردن و یه سری چیزهای دیگه بهشون هم زمان
با تو یا حداقل یه سال بعدش برسم، و حالا نرسیدم؛ حیف اون منابع نیست؟ غیر از
این، اون منابع فقط محدود به شخصی نیست، بلکه شامل خانواده و دوستان و غیره هم
می شه و من هم احتمالا روی روند اون ها تاثیراتی گذاشته باشم... البته که مهم
رسیدنه در نهایت... ولی؛ منظورم اینه که چرا، من کار دارم! ... گرچه،
آیدیالاجیکلی؛ بالاخره ی بالاخره همه به"یک"جا ونقطه و نتیجه می رسند،... اما
برای بعضی ها دیگه فایده ای نداره، چون خــیـــــــــــــلی دیره!! بنابراین
ریسک رو باید کم کرد... //بحث مفصّله//. ------------- • هودر: موافقم. من
میگم اگر قرار بوده که سر یه ساعت خاصی یه جا همدیگر رو ببینیم، دیگه چه
اهمیتی داره که من پیدا اومدم یا با اتوبوس یا موتور یا قطار یا بنز یا ژیان یا
با اسب یا قاطر؟ البته این تمثیله و استدلال نیست. ولی میخواهم معنی حرفم رو
بهتر برسونم.
*عجب* : هه هه هه ، حسین خوشم میاد به تدریج داری توبه می کنی. تو و این
جمهوری سیرابی عجب خوکهای کثیفی هستید. علی الحساب همینطوری برای خودت خوش
بگذرون و جفنگیات بباف. ------------ • ّهودر: ممنونم که برای این «جفنگیات»
وقت میگذارید و میخونیدش و حتی کامنت هم میگذارید.
*علی* : خیلی جالبه که حال یواش یواش می گی "آقای" خامنه ای. بسیار قابل تامل.
*rahgozar* : سلام اون مطلبی که درباره سینی مذهب و انتقال ارزشها نوشته بودی
خیلی جالب بود. میخوام سوالی که میدونم انتظارش رو هم داری ازت بپرسم. چه چیزی
باعث میشه فکر کنی تو برای حفظ یا اشاعه اون ارزشها احتیاج به اون سینی نداری؟
البته گفته بودی اون استدلال بی جواب نیست . خوشحال میشم جوابش رو بشنوم. ممنون
بابت وقتی که گذاشتی. ------------- • هودر: سوال خوبیه. استدلال من اینه که
خیلیهای دیگه هم هستند که سینیشون نباید الزاما مذهب باشه. به اضافهی اینکه
همون سینیهای مذهبی هم خودشون هزار جور هستن. ولی در کشوری مثل ایران فعلا به
این زودی سینیهای غیرمذهبی نمیتونن برای اکثریت بزرگی از مردم این ارزشها رو
حمل کنن. در ضمن، سینی زیاد مهم نیست، مهم اینه که توش چیه. اگه من و تو به یه
جا رسیدیم، تو چیکار داری که من چجوری رسیدم؟ چه فرقی برات داره؟
*سید علی سنائی <http://blog.sanaei.com/>* : فکر نکنم احمدی نژاد باعث شده
باشه آقای خامنه ای بیشتر سفر بره و ارتباطش رو با مردم بیشتر کنه. تا جایی که
من به یاد دارم، ایشون همیشه یه حدی رو با حفظ تعادل به این جور سفرها و امور
اختصاص می داده. ولی در هر صورت داشتن هم چین آدمی در رأس یه مملکت مایه افتخار
و سربلندیه، کسانی هم که نمی فهمند و نمی خواهند هم بفهمند، بازنده اند.
------------- • هودر: به هر حال احمدینژاد به رهبر یه جور آرامش خاطر داده که
حدود ۱۵ سال حداقل نداشت و هر لحظه نگران بود که یک دفعه مملکت رو ببرن روی
هوا. الان احمدینژاد هم آرامش داده و هم یه جور رقابت بین همه برای نزدیکتر
شدن به مردم عادی.
*ابوذر منتظرالقائم - وبلاگ پاسداران <http://www.pasdaran.persianblog.ir/>* :
بسم الله . 1- نمی دونم ، مریضی ، یا عمدا خودتو به مریضی می زنی . اول که
اومده بودی آقا رو با احمدی نژاد متضاد نشون داده بودی .حالا هم میخوای همون خط
رو تعقیب کنی. نخیر. هیچ تعارضی نیست. اتفاقا این دکتر احمدی نژاده که داره راه
رهبری رو میره و تمام فشاری که روشه ناشی از همینه . قبل از احمدی نژاد رهبری
سفر استانی داشت. حتی به محرومترین نقاط کشور. تو اصلا میدونی "درگهان" کجای
نقشه ایرانه ؟ اما آقا اونجا رفته و قبل از اینکه احمدی نژاد این کارها رو بکنه
، اعتبارات خاصی سفر استانی آقا داشت و بسیاری از بهسازی ها و رسیدگی به مشکلات
مردم همونجوری بود. الان احمدی نژاد همون کار آقا رو اومده مکانیزم دولتی هم
کنارش اضافه کرده . 2- حالا دیگه احمدی نژاد میاد آقا رو "ناچار" می کنه ؟
مسخره . آقا از هر الگویی که تو تو کشور بگی مردم گرا تر است. مثل امام . اصلا
کار با کر و کورهایی که ممکنه بدون تعقل و فحش به جنگ کامنتی بیان نیگاه هم نمی
کنم. مرد بودن ، از منطق استفاده می کردن و چشماشونو بعد سی سال باز می کردن .
اما بگو ببینم ، تعداد جلسات دانشجویی آقا ، می دونستی حتی از تعداد جلسات
دانشجویی خاتمی هم بیشتر بوده ؟ چه زمان رهبری چه زمان ریاست جمهوری ؟ 3- با
زبان بی زبانی نوشتی ، که اگر کسی با مبانی مذهبی وایدئولوژیک نظام جمهوری
اسلامی در بیفتد چرا باید با او البته مطابق قوانین همین نظام ، برخورد شود.
چون او ، در حال پوک کردن نظام از درون است واین کاریست خطرناک که امثال تو
میخواهید بکنید. احترام ظاهری به پوسته سیاسی بیرونی و چهارچوبهای امنیتی و در
حقیقت ، ورود به پوسته درونی و انفجار درونی. شماها می خواهید روال سوخته و لو
رفته براندازی نرم فرهنگی رو مجددا اجرا کنید. از اول. نسخه هایی که برای مصادر
فرهنگی نظام می پیچی رو یاد خودت بیار. روشهایی که به صداوسیما پیشنهادمی کنی و
اینا. بگذریم . همونی که بودی ، هستی .خطر تو بمراتب از یک ضد انقلاب بمبگذار
بیشتره . تو کل تاریخ انقلاب رو تا حالا محاکمه می کنی ، و برای اینکه این چرخش
بظاهر ایدئولوژیک خودتو توجیه پذیر کنی ادعا می کنی که "نظام بچه خوبی شده " !
نخیر. نظام دقیقا همون راه رو داره می ره بی کم و کاست. ضمن اینکه تمام مشکل
امثال ما اینه که چرا مثلا برخی مسئولین از ادامه راه امام و مشی اوائل انقلاب
دور شدن ، اونوقت تو تاریخ اول انقلاب را رومنفی می کنی و میگی جمهوری اسلامی
تو دهه اخیر خیلی خوشگل و مامانی شده . آخ که اگه برخیها ذره ای عاقل باشند می
فهمند این یعنی بیخیال هرچه اصولگرایی و نگاه دین مدارانه . ------------- •
هودر: مهندس عزیز. تو مخت پر از شک و سوءظنهای احمقانه به منه. هر چیزی که
بنویسم تو یه جوری به عنوان یک توطئه نگاهش میکنی. پس من دیگه با تو حرفی
ندارم. چون دنبال بحث نیستی، تو یه مهندسی که تمام فکر و ذکرت پیداکردن «باگ»
هست. فکر کردن رو بهت یاد ندادن. متاسفم، ولی هنوز جوونی و وقت داری.
*بهنام* : شجاعانه تر از آقای احمدی نژاد نیو نازی ها و منکران هالوکاست و
یهودی ستیزان در غرب هستند که توبیخ دیگران را به جان میخرند و حرفشان را
میزنند. ولی شجاعت معادل حقانیت نیست. در ضمن من هم مثل شما از "گفتمان" عدالت
آقای احمدی نژاد حمایت میکنم ولی چیزی که در ایران هیچ کس ازش کم نمیاورد همان
گفتمان و حرف است : talk is cheap ولی دوست دارم بدونم حمایت شما سیاستهای تورم
زدای آقای احمدی نژاد رو هم در بر میگیره یا نه؟ ایشان دارند کمر طبقه پایین
ایران را میشکنند. الان آمار تورم به بالای بیست درصد رسیده. سالها پیش اقتصاد
دانان به ایشان گفتند که نتیجه سیاستهای اقتصادی شان چنین میشود و همین هم شد.
در ضمن صحبتهای وزیر اقتصاد آقای احمدی نژاد یعنی آقای دانش جعفری هم در مراسم
تودیعشان بخوانید که در آن از ندانم کاریها و برخی کارهای احمقانه آقای رییس
جمهور در حوزه اقتصاد پرده بر میدارد. (لینکش را در زیر آورده ام.) حالا دوست
دارم بدونم که گفتمان عدالت اجتماعی آقای احمدی نژاد چه دردی از طبقه کم درآمد
را درمان میکنه در حالی که سیاست اقتصادی ایشون داره همان طبقه را به روز سیاه
مینشونه؟ ایشان و آقای کروبی هر دو حرفهای عوام فریبی در مورد آوردن درآمد نفت
به سفره مردم زدند. هدف این حرفها جلب رای طبقه پایین و متوسط هست که بزرگترین
طبقه اجتماعی رو تشکیل میدن ولی سیاستهای ایشان به ضرر همان طبقه هست (نه از
روی عمد بلکه به خاطر حماقت و خود بزرگ بینین و نادیده گرفتن اخطار اقتصاد
دانان). لینک زیر شامل سخنان دانش جعفری هست:
http://www.tabnak.ir/pages/?cid=9494
*اپسیلون <http://ep30lon.blogspot.com/>* : آیا فکر می کنی سفرهای دوره ای به
اینطرف و آنطرف باعث نزدیکی مردم و سیاستمداران می شود ؟ به نظر من که نه ! فقط
کمی ذهن مردم را آرام می کند ولی نتیجه آنجا معلوم می شود که قصه مواد اولیه بر
سفره معنی پیدا کند .. اگر مردم در رفاه نسبی باشند حتی اگر ماه ها
سیاستمدارشان را نبینند دیگر غمی ندارند . اما در یک نظام مذهبی : دیدارها
جنبهء اعتقادی و تجدید پیمان ، مذهبی و عفو بخشش و گاهی هم شفاعت دارد . به طور
مثال : در سفر معظم له به شیراز مردم برای دیدن نایب امام زمان و یک امام دیدنی
به ملاقاتش می روند . اعتراض به یک نظام مذهبی : اعتراض به ولایت و معنی وحدت
کلمه است اینجاست که کسی حتی انتقاد هم نمی کند چون تغییر در تعداد رکعات امکان
پذیر نیست . زندگی در نظام مذهبی : زیر سایه خدا هستی ؟ دنیا زندان مومن است !
پس چرا به تمام سختی ها معترض هستی ؟ لذا بیشتر به فکر فقاهت و رنج و ریاضت باش
تا خوشی و به سمت خدا شناسی گام بردار برای زندگی جاوید. ===> همهء اینها دلیلی
برای غارت نفت و منابع شد و انقلاب مذهبی شکل گرفت که در کمترین انتقاد کار خود
را انجام دهد . اپسیلون
*پدرام معلمیان* : هدف انقلاب بوجود آوردن جامعه ای با اختلاف کمتر طبقاتی،
مستقل و آزاد که همه نه تنها اجازه بیان عقاید خود را در آن دارند {حتی
کمونیستها} بلکه نمایندگانی در تمامی ارگانهای تصمیم گیری نیز از دگراندیشان
حاضرند. در چنین جامعه ای نظر و ایدئولوژ