تازه ترین مطالب این وبلاگ را که به درخواست شما به آدرس ایمیلتان فرستاده شده است. لطفا ببینید و برای دوستانتان هم بفرستید.اگر میخواهید اشتراکتان را قطع کنید، پایین صفحه را نگاه کنید. برای مشترک دوستانتان آنها در این خبرنامه میتوانید آدرس ایمیل آنها را در این صفحه وارد کنید: » فرم اشتراک ایمیلی «سردبیر: خودم»
توجه: برای دسترسی به این وبلاگ بدون فیلتر از این به بعد میتوانید از این نشانی استفاده کننید:
httpS://i.hoder.com لينکدونی -
Apr. 24
لينکدونی -
Apr. 23
اگر یک سیاستمدار در کل ایران باشد که مجلس باید برای عمل کردن دماغش بودجه بدهد، این فرد همانا اسحاق جهانگیری است. بنده خدا دماغش واقعا باا ختلاف قابل توجهی از دماغ احمدینژاد هم ضایعتر است. امیدوارم لااقل دختر و پسرش به او نرفته باشند. ببخشید، نتوانستم جلوی خودم را بگیرم. :)
نظرات ديگران
:
این نگاه فراساختاریت به مسائله؟ :)
: خیلی بده آدم کسی رو بخاطر ظاهرش مسخره کنه. حتی احمدی نژادو.
------------
• هودر: تو که به هرحال با هر کاری که من بکنم مخالفی. چه فرقی برات داره؟
در ضمن، چطور کاریکاتورها وقتی همین عیب و ایرادهای ظاهری آدمها رو میکشن
اشکالی نداره، ولی وقتی آدم راجع بهش بنویسه عیب داره؟
: Dear Hossein, this comment is really offensive I can not
believe that you have written this comment here There is no
justification for that -----------
• Hoder: Baba, take it easy. Offensive to whom? And why? Would you find
it offensive if it was depicted in a cartoon as well? What's the
difference?
لينکدونی -
Apr. 22
بابا ما که از پشت کوه نیامدهایم. میگویند خانم خدیجهی مقدم را بخاطر اینکه در خانهاش میهمانیهای خصوصی میگرفته و از اعضای کمپین یک میلیون امضا دعوت میکرده، دستگیر کرده بودند. ولی فکر کنم هر آدم باانصافی بعد از اینکه عکسهای این «میهمانیهای خصوصی» را در وبسایت رسمی کمپین ببیند، قبول کند که در این سالن گنده که توی آن حداقل دوشیست نفر آدم میتوانند روی صندلی بنشیند را اتاق پذیرایی مینامند، و نه این کنفرانس رسمی را میشود میهمانی خصوصی فرض کرد. عکسها نشان میدهد که این «میهمانی خصوصی» آنقدر جدی است که نه تنها میز هست و میکروفون و بلندگو، بلکه بر خلاف میهمانیهای خصوصی نه تنها همه با لباس رسمی و مانتو و روسری حاضر شدهاند. بعد هم که خانم را بخاطر برگزاری مکرر همایشهای بیمجوز دستگیر میکنند، یکدفعه همهی اینترنت را میگذارند روی سرشان که «وای، حکومت ضد زن و بیرحم جمهوری اسلامی حتی اجازهای میهمانی گرفتن زنها در خانههای شخصیشان را هم نمیدهد.» در ضمن، کسانی که ادعا میکنند میهمان ویژهی NED، خانم فریبا داوودی مهاجر، هیچ ربطی به کمپین یک میلیون امضا ندارد، یادشان باشند که الان بیش از یک هفته از فاش شدن این ماجرا میگذرد و هنوز هیچ تکذیبیهای از طرف این کمپین در این باره صادر نشده است. همینطور هیچ بیانیه ای از طرف کمپین در محکوم کردن حمایت NED از کمپین و فاصله گرفتن از آن منتشر نشده است. پس حق بدهید به آدم که این سکوت را به نشانهی تایید ادعاهای خانم داوودی مهاجر دربارهی نقشش در رهبری و تاسیس این کمپین تعبیر کند. (در ضمن، بستن کامنتهای وبلاگشان هم فقط ضعف منطقشان را نشان میدهد.) حالا باز بروید به من بگویید ضد زن، چون مخالف دخالت NED و دیگر سازمانهای آمریکایی و اروپایی در مسایل داخلی ایران هستم و به اینکه با همکاری یکسری فرصتطلب خودخواه مثل خانم مهاجر دارند رسما خواستههای زنان ایران را میربایند و از آن برای بیثبات کردن حکومت استفاده میکنند اعتراض میکنم. آن هم منی که نه زنهای زندگیام اثری از ضدزن بودنم دیدهاند، و نه تا حالا چیزی نوشتهام که که بتوان ضدزن تلقیاش کرد. برعکس من همیشه گفتهام که کوچکترین شکی در اینکه حقوق زن و مرد باید با هم برابر باشد ندارم و بسیاری از قوانین و ساختارهای جمهوری اسلامی و بسیاری کشورهای دیگر را هم به ضرر زنان و تبعیضآمیز میدانم. ولی این جوری که با من برخورد میکنند آدم را یاد اسراییلیها میاندازد که تا میگویی بالای چشم ایدهی صهیونیزم ابروست یا کوچکترین انتقادی به حکومت و کشور اسراییل میکنی، تو را نژادپرست و یهودیستیز مینامند. بابا نکنید، انصاف داشته باشید. این روزها مثل باد میگذرد و دنیا عوض میشود و این مشت دلارهای بیارزش هم میرود در نهایت چربی دور باسن و شکمتان میشود. ارزشش را ندارد.
Excerpt:
Over one week has passed since I revealed NEDs ties with Fariba Davoodi
Mohajer, one of the founders and leaders of the One Million Signature
for women. Yet no one from the campaign has dismissed Davoodi's claims
about her role in the campaign or condemned NEDs support for it.. Is
this not a sign that NED is deeply involved in this campaign or it
might even have started it from the begining?
نظرات ديگران
: خانم شیرین - 22 آوریل-در کالج بارنارد دانشگاه کلمبیا گفت ; در
جریان "کمپین یک میلیون امضاء" به ازای هر زنی که دستگیر می شود، تعداد
بیشتری جذب این کمپین می شوند و جنبش با تلاش و قدرت بیشتری به کار خود
ادامه می دهد. عبادی دلیل اصلی موفقیت "کمپین یک میلیون امضاء برای برابری
حقوق زنان" را در مردمی بودن آن دانست." علاوه بر تعداد زیادی از زنان
تحصیلکرده که در این کمپین هستند، این جنبش رهبر ندارد. اداره مرکزی و
شعبه ندارد و برای همین نیز موفق است. جایگاه این کمپین در خانه هر ایرانی
است و به خاطر همین نیز قوی شده است. اگر قرار بود رهبر داشته باشد، این
رهبران را گرفته و می کشتند و دستگیر می کردند و جنبش از میان می رفت و
جالب بودن این جنبش در این است که هرکس خودش رهبر است."
: می خواستم در مورد مطلب جهانگیری بنویسم. فکر می کنم در یکی از
برنامه های تلویزیونی خانواده اش را نشان داده بودند. یادم هست پسرش هم
دماغی مشابه پدرش داشتُ البته حدس می زنم تا الان باید مجوز شرعی را گرفته
و عملش کرده باشد!
: Zan zamini gives some good points that make one question the
soundness of your logic and the truth of your claims. Of course one
must make sure zan zamini is telling the facts then judge the value of
your article. I must point out to few things though. When you read Zan
Zamini's post and then look at the pictures, you see that the place in
pics looks like a dinning hall in a large apartment (By the way owning
a large apartment does not make one automatically a good or a bad
person). If the participants in this event had prior plans to put
pictures of this event on their official website then one can realize
why they are all dressed nicely and wore headscarves. Cheers
------------
• Hoder: Who are we kidding? Wherever this is and whoever this belongs
to, it is a formal conference, not a private house party as they claim.
That's my problem.
: آقای درخشان عزیز
من یکی از اعضای کمپین یک میلیون امضا و از دوستان خدیجه مقدم هستم. آن
روز در این خانه حضور داشتم. عکسم هم در لینکی که دادهاید هست. عرضم به
حضور شما که اینجا خانهی خدیجه نیست. خدیجه شوهرش عمل جراحی داشت و خودش
هم دیر به محل جشن رسید.
اینجا خانهی یکی دیگر از بچههای خودمان است. یک آپارتمان تقریبا 120 یا
130 متری. این هنر عکاسمان است که اینقدر بزرگ نشانش می دهد. مبلهاش و
فرشها رو به اتاق خواب برده بودیم. صندلی کرایه کرده بودیم.با پول
حقعضویتمان. باید روسری سر میکردیم چون هم مجلس مختلط بود و هم
میدانستیم قرار است گزارشی تهیه و در سایت گذاشته شود.
راجع به جزئیات دیگر هر سوال دیگری داری بپرس! اما خواهشا اینقدر تهمت
نزن.
-------------
• هودر: دیگه بدتر، پس بجز خانم مقدم میلیاردرهای دیگری هم هستند در کمپین
که در سالنهای کنفرانس خصوصیشان همایش برگزار میکنند. سوال من این است:
چرا کمپین یک میلیون امضا از حمایت رسمی دولت آمریکا در وبسایت صدای
آمریکا، از حمایت NED، و از خانم فریبا داوودی مهاجر ابراز دوری و جدایی
نمیکند؟ آیا خانم مهاجر حق دارد خودش را از رهبران و بنیانگذاران کمپین
معرفی کند و بر اساس آن به کنفرانس NED دعوت شود و هر روز در صدای آمریکا
برای آن تبلیغ کند؟ آیا این مورد تایید کمپین است؟
:
آفرین! پس اخیرا به نظر تو همایش برگزار کردن مجوز هم میخواد! دمت گرم.
هر روز داری بهتر میشی.
میدونی البته دیگه. نمونه تو رو ما در تاریخ انقلاب اسلامی با نام سید حسن آیت داشتیم .میشناسی که؟
راستی اخیرا نظرت درباره حمید مولانا چیه؟
:
so you agree that Iranian government does not even obey its own constitution?
: منم به عنوان شخصي که در غرب زندگي مي کنه و صب تا شب با اين
گفتمان آزادي و حقوق بشر و غيره شستشوي مغزي مي شه با اين موضوع که پليس
وارد «خونه» اين خانوم شده موافق نيسم. اين شستشوي مغزي به حدي است که
باعث شده به اين نکته ساده هم بي توجه باشم که حکومتي که صب تا شب تحت
حمله نظام سلطه است مي تونه حق داشته باشه که از هر نظر پارانويد باشه.
همين ديروز بود که خانم کلينتون گفت که مي خواد ايران را از نقشه گيتي محو
کنه. ولي خب کسي صدايش در نمي آد. فقط کافيه که احمدي نژاد يه چيزي بگه و
پيراهن عثمان بشه. بهرحال کاري به اين کارها نداريم ولي آيا کسي به سايز
اين اطاق پذيرائي توجه کرده؟ اين چه خانه اي مي تونه باشه که اتاق پذيرائي
اش به اين اندازه اس. فکر کنم مشکل اساسي اين کمپين اينه که به موضوع
طبقاتي توجه نداره. کسي که در چنين خانه اي زندگي مي کنه با آن زن رختشو
ويا کلفت که از قرار معلوم اين خانوم ها مي خواند وضعيت زندگي شون را بهتر
کنن زياد وجه مشترکي نداره، به غير از اينکه هر دو زن هستند. البته من به
عنوان يک آدم زن ستيز و مردسالار ممکن است اشتباه کنم.
: یعنی اگر هر کس به ادعا های شما اعتنایی نکرد این ثابت میکنه که
ادعاهاتون صحیحه؟ چه منطق جالبی!
من ادعا میکنم که خانم شیرین عبادی جاسوس فرانسه هست. حالا اگر ایشون این
رو در ظرف یک هفته تکذیب نکرد آنوقت اثبات شده که ایشون جاسوس فرانسه هست!
فراموش نکنین که اصل بر بیگناه بودن هست مگر اینکه خلافش اثبات شود. روش
شما بر عکسه! جان من اگر شما اتهامی بر کسی میبندید این آنها نیستند که
وظیفه دارند خلافش رو اثبات کنند بلکه شما هستید که وظیفه دارید اتهامتون
رو اثبات کنین!
شما خیلی راحت اتهام میبندید. چندی قبل به صرف اینکه یک مقام آمریکایی از
کمپین یک ملیون امضا حمایت لفظی کرد شما گفتید که معلوم شده که آمریکا
کمپین رو "می چرخونه." این اصلا یک روش روزنامه نگاری غیر اخلاقی و خالی
از هر گونه صداقت از نوع کیهانی هست که شما پیوسته تو وبلاگتون پیاده اش
میکنین.
: تو صد درصد ضد زن هستی. برای ثابت کردنش که لازم نیست حتما یکی
از زنهای زندگیت رو کشته باشی! اظهار نظرای تو در مورد کمپین و طرح امنتیت
اجتماعی داره اینو ثابت میکنه. توخودت رو یک نخبه به حساب میاری و با این
استدلال به خودت اجازه می دی که در یک کشور آزاد زندگی کنی. کنسرت بری،
شراب بخوری و دوست دختر بگیری ولی برای مردم کشورت تعیین تکلیف میکنی که
از قوانین ضد انسانی و نفرت انگیزی که به حریم خصوصی مردم، لباس پوشیدن،
خوردن و خندیدن و خوندن و خوابیدنشون کار داره تبعیت کنند. چرا؟ چون شما
که نخبه هستی کشف کردی که این سیستم مخالف سرمایه داری هست! (که نیست) و
تو از کل کل ج.ا. مقابل آمریکا و اسرائیل خوشت می یاد. این دقیقا آدم رو
یاد تماشاگرهای میدون گاوبازی می اندازه که در حالیکه خودشون حاضر نیستند
جلوی گاو وحشی قرار بگیرند، از لت و پار شدن گاو یا گاوباز لذت می برند.
این تفکر ماکیاولیستی و توهم نخبه بودنت بهت اجازه میده اینطوری اظهار نظر
کنی.
-------------
• هودر: همینه دیگه. مخالفت با این کمپین مسخره و بیفایده که روز به روز
هم سرنخهای آمریکاییاش بیشتر پیدا میشه یعنی مخالفت با حقوق برابر
زنها؟ گفتم عین اسراییلیها شدی که مخالفت با صهیونیزم رو یهودستیزی و
نژادپرستی میدونن؟ در ضمن، من هیچوقت از اون گیر دادنها به لباس و روسری
زنها دفاع نکردم و آرزوم اینه که یه روزی برسه که جمهوری اسلامی احساس خطر
نکنه از این که هر کس هر جور میخواد لباس بپوشه. تمام حرف من اینه که این
احساس خطر قابل فهمه، ولی تایید کردنی نیست.
: "چرا، ولی بر اساس قوانین ایران و خیلی کشورهای دیگهی دنیا
مجوز می خواد". به نظر تو برگذاری کنفرانس در خانه شخصی باید مجوز بخواد؟
ایا این مسخره نیست که من برای برگذاری کنفرانس در خونه ام باید از دولت
مجوز بگیرم؟
: When did meeting in a hall became illegal in Iran? Are you
saying people can't meet to discss anything? Then what happened to at
least following your own Constitution?
-----------
• Hoder: Ask the Iranian police. You can't have a large meeting
anywhere without a permit in Iran. It's unfortunate, but it's not
baseless.
: ما که سر در نمی آوریم حضرات هرکاری میخواهند در ایران انجام
میدهند با رادیو امریکا مصاحبه می کنند باز هم میگن آزادی نیست .در سایت
هایشان هرچه دلشان میخواهد بار احمدی نژاد میکنند میگویند آزادی نیست .
منافع ملی کشور ایران را به خطر می اندازند می گویند آزادی نیست . جالب
است در کشورهای آزاد و مورد علاقه این حضرات یعنی آمریکا به بهانه امینت
ملی !! دو کشور را به خاک و خون کشیدند واینها می خواهند حکومت ایران مثل
ماست بنشیند و درهای مملکت را باز کند و فرش قرمز برای سربازان آمریکائی
بیاندازد تا حقوق بشرو منافع مادی از ما بهتران بیشتر از پیش در ایران
رعایت شود و کمیسیون های آنچنانی به حساب ها سرازیر شود . راستی اگر در
همین کشورهای آزاد مورد علاقه بشردوستان ! محاصره نطامی میشد و چپ و راست
آزادیخواهان !! قلم فرسایی میکردند و سمینار میگذاشتند و نسبت به دشمن هم
هیچ واکنشی نشان نمیدادند و مدام با آنها لاس هم میزدند در کار دولتشان
اختلال بوجود می آوردند چه رفتاری با آنها میشد ؟؟ این حضرات یک میلیون
امضاء که سهل است صد میلیون هم امضاء بخواهند جمع کنند تا این ادا بازهای
حقوق بشری غرب را در می آورند راه به جایی ندارند. . تا سنگ صبورشان صدای
آمریکا و اسرائیل است بدانند راه به جایی نخواهند داشت .
: اقای درخشان شما مطمین اید همان کسی هستید که امدید
سانفرانسیسکو ؟ چون دقیقا ۱۸۰ درجه عوض شده افکار تون . خب این حق هر
انسانیست که بخواهد ترقی و یا تنزل کند . ولی در این اشفته بازار حکومت
ایران که منتظر بهانه و مدرک اند حتا اگر ادمی روانی و خل و چل ان را
عنوان کند تا قدرت نمایی کنند و بازجو و شکنجه و خودت بهتر میدانی که
شکمجه های روانی شان چقدر وحشتناکتر از جسمیست . ادم ها را به چاه بیندازی
؟و.افعا پبش وجدانت شرمنده نیستی ؟ میدانی شده ای طاعون و بجان مردم
افتاده ای ؟امیدوارم هر چه زودتر دوباره سلامتی روح تان بدست بیاورید .
-------------
• هودر: سلام آذر خانم. چرا من همان آدم هستم و اتفاقا چون آدم هستم
افکارم عوض شده است. ولی ۱۸۰ درجه نیست، حداکثر ۹۰ درجه است. :) یعنی من
هیچوقت موافق دخالت خارجی یا براندازی جمهوری اسلامی نبودم و زمانی که
رفورمیست بودن فحش بود، من رفورمیست بودم. ولی حالا به دلایلی نظری (نقد
مدرنیته و خرد جهانشمول و...) و عملی (دیدن حمایتهای خارجی از رفورمیسته،
دیدن علی افشاری و محسن سازگارا و مهرانگیز کار در ان.ای.دی و لابی
اسراییل و غیره)، دیگر به آن پروژهی رفورم هیچ عقیدهای ندارم. اگر ملاک
سالم بودن از نظر روانی شما هستید و هرکس جز شما فکر کند روانی است، فکر
نکنم بشود با شما وارد گفتگو و مباجثه شد. اگر هم فکر میکنید که یک
وزارتخانهی گندهی اطلاعات با کلی بودجه و پرسنل منتظر نشسته تا
«روانیهایی» مثل من برایش خط تعیین کنند، پس احتمالا وقتش است که پس از
سی سال سری به ایران بزنید و ببینید که کشوری که شما از کالیفرنیای شمالی
میشناسید هیچ ربطی به آن چیزی که واقعا هست ندارد. شما در خیال خود زندگی
میکنید و هرکس مثل شما فکر نکند او را مریض روانی میدانید.
: Where did you get your answer to Arash's question? The
constitution of I.R.I guarantees freedom of assembly:
Article 27 [Freedom of Assembly]
Public gatherings and marches may be freely held, provided arms are not
carried and that they are not detrimental to the fundamental principles
of Islam.
-----------
• Hoder: Yes, but the de facto situation is that you need a permit for
any kind of large gathering. It might or might not be legally baseless,
I don't know. But this is how things are today and, again, it's mainly
because of the outside threats.
: حسین چقدر فیلمی تو. فرض کنیم کمک NED و نقش خدیجهی مقدم رو
رسما تکذیب کنن تو قانع میشی و دست برمیداری از بهونه گیری یا یه داستان
دیگه سر هم میکنی و یه نفر باید اونجا بشینه صبح تا شب نظریات تو رو تکذیب
کنه؟ تو جمع شدن یه سری آدم که اجازه هیچ تجمع یا اظهار نظری رو ندارن تو
خونه یکی از اعضا ( خدیجهی مقدم ) رو هم قبول نداری و حقشون نمیدونی دیگه
چطور میگی مخالف حق زنان نیستی؟
-------------
• هودر: من که از خدامه که اینها حمایت ان.ای.دی رو محکوم کنن و برضدش
بیانیه بدن و همین طور رسما علام کنن که داوودی مهاجر نقشی در کمپین نداره
و بیخود توی صدای امریکا برایش تبلیغ میکنه و اینها. ولی فعلا که ما چیزی
ندیدیم.
:
یعنی به نظر تو کسی نباید حق داشته باشه در خونش کنفرانس برگذار کنه؟
-----------
• هودر: چرا، ولی بر اساس قوانین ایران و خیلی کشورهای دیگهی دنیا مجوز می خواد.
لينکدونی -
Apr. 21
فکر کنم با توجه به مسیری که دارد پیش میرود، بخش فارسی صدای آمریکا به زودی دو، سه ساعت برنامهی جدید دربارهی دانشجویان و کارگران و اقلیتهای قومی درست کند. فعلا که برنامهی زنانش را درست کردهاند و با آن از قلب واشنگتن میخواهند زنان ایرانی را از بدبختی و ظلم و ستم و فلاکت نجات دهند و آنها را به سمت بهشت حقوق زنان، یعنی عراق و افغانستان، هدایت کنند. شوخی نمیکنم. ببینید در برنامهی هفتهی پیششان چه کسی را دعوت کرده بودند:
Excerpt:
Perhaps soon the VOA is going to start two new programs focusing on Iranian minorities and on workers and and students.
نظرات ديگران
: حسین سلام. من یک زن هستم و بدون شک یکی از طرفدارای برابری
حقوق زن و مرد و آزادی برای زنا. با این حال حرفتو قبول دارم که این
تغییرات نمیتونن از خارج بیان و از خارج حمایت مالی یا معنوی بشن. حتی در
بهترین حالت اگر قبول کنیم که حمایت زنها از طرف کشورهای غربی فقط با
اهداف انساندوستی و غیر سیاسی مطرح میشه اونوقت باید قبول کنیم که این
ادامه همون فانتزی کولونیال سفیدها برای نجات زنهای رنگین پوسته. ای کاش
کمی توی ایران و مخصوصن زنهای ایران امکان بود که مباحث دیسکورس بعد از
استعمار نقد و بررسی بشه. اینا واقعا در بعضی از کشورهای شرقی و بین
روشنفکراشون (به معنی واقعی کلمه) خوب داره روش کار میشه. خدا کنه تحقیق و
کار آکادمیک یه روزی توی ایران هم یه روزی با امکان دسترسی به منابع معتبر
میسر بشه.
خلاصه بگویم: دیدهاید که میشود نماز خواند و روزه گرفت و مشروب نخورد و گوشت حلال تخورد و روسری سر کرد ولی مثل علی افشاری و محسن سازگارا و اکبر عطری و فریبا داوودی و امثال آنها با تمام وجود در خدمت ظلم و سرمایه و قتل و غارت حاکمان واشنگتن و لندن و تل آویو بود. پس چرا نشود عاشق خمینی و مدافع جمهوری اسلامی ایران بود و دلبسته و حامی احمدینژاد و خالد مشعل و حسن نصرالله و هوگو چاوز و فیدل کاسترو ، ولی خود را زیر آفتاب داغ تابستان از شراب سفید خنک و ترکیب بهشتی طالبی و ژامبون محروم نکرد. چرا نمیشود به بهشت و جهنم بیاعتقاد بود، ولی از جان و مال خود برای دفاع از ستمدیدگان و مستمندان غزه و کاراکاس و دمشق و بیروت و هاوانا و تهران گذشت.
آقایان و خانمها، من میخواهم نشان دهم که حمایت از غزه و مظلومیت مردان و زنان و بچههایش هیچ منافاتی با جین و تونیکی که در دستان من است ندارد. میخواهم شما را با آیندهی نهضت جهانی مقاومت بر ضد ظلم و بیعدالتی و سرمایهسالاری جهانی آشنا کنم. این یک گفتمان تازه است که آرام آرام باید برای آن جا باز کنیم. گفتمانی که متاثر از اسلام به روایت خمینی است، ولی غیر مذهبی است، بدون اینکه ضد مذهب یا سکولار باشد. شاید بهتر باشد بگویم فرامذهبی است.
Excerpt:
If one can pray and fast like a good Muslim, while his or her entire
being is at the service of the masters of the oppression, it must be
possible to sip a glass of Gene and Tonic and defend and sympathise
with Gaza, the largest prison on earth. This is a new discourse of
resistance that the Islamic Republic of Iran would better gets used to
it, because it is going to become quite visible in the near future.
نظرات ديگران
: بله! اصلا هم مهم نیست این ایده ها و افکار نشسته شما به اضافه
کوفت هایی که میخوری و لباس هایی که با آن ها داری حال میکنی در حیاط خلوت
سرمایه داری دارد اتفاق می افتد دیگر؟
اصلا هم مهم نیست که تو بی مصرف(به لحاظ تولید میگویم واگرنه الان کلی
مصرف داری برای دنیای سرمایه داری چون بالاخره نیاز به مخالف هست.کسی که
کمک کند به تعادل) داری با پولی که آن ها خرج میکنند زندگی میکنی دیگر؟
فکر میکنی خیلی زرنگی.ته ته اش اگر افکار تو هم صحیح باشد تو هم بخشی از
بازی سرمایه داری هستی.
ولی این حرف ها را بی خیال... کوستو بکن. حالشو ببر.
: پست بسیار جالبی بود. واقعاً باید روی این ایده بیشتر تبلیغ و
اطلاع رسانی بشه... مطمئنم که طرفداران بسیاری پیدا خواهد کرد. واقعاً جای
خالی چنین گفتمانی برای ما که اهل نماز و روزه نیستیم ولی در عین حال
خواهان آزادی و عدالت و مخالف سلطه طلبی آمریکا و اروپا هستیم خالی است.
فعلاً که متأسفانه در داخل ایران اصلاً جایی برای ابراز وجود امثال ما
وجود نداره، یعنی آدم با چنین تفکری یه جوری چوب دو سر طلا میشه! از طرفی
باید تیکه انداختنها و افسوس خوردن اطرافیانتو تحمل کنی وقتی از ایده
خمینی و انقلاب و نکات مثبت احمدی نژاد دفاع میکنی، و از طرفی نگاه سنگین
و متعجب و بی اعتماد بچه حزب اللهی ها و دختر چادری ها رو وقتی با تیپ
اسپرت و موهای ژل زده تو همایش بررسی تفکرات خمینی تو دانشگاه شرکت
میکنی!! :)
واقعاً آرزوی من به شخصه - همونطوری که خودتم بارها گفتی! - اینه که یه
روز تو همین ایران خودمون بتونیم این ایده رو پیاده کنیم... باید براش راه
کارهای جدی ارائه داد! در این باره بیشتر بنویس.
: دوست عزیز این قرائت شما رو مردم ایران ۳۰ ساله که دارند، مردم
هم دلشون میخواد که مهمونیشون رو برن شرابشون رو هم بخورند، ایران هم
پیشرفت کنه، همه هم قلبا با آزادی و خوشبختی مردم فلسطین موافق هستن و
هروقت هم پیش اومده کمکهای مردمی ایران سرازیر شده اونجا. اما همین
جمهوری اسلامی عزیز با این قرائت از آزادگی مشکل داره، خودت که میدونی
چطوری این همه بگیر و ببند و کمیته و کتک خوردن تو کار بوده؟ جمهوری
اسلامی موقع بگیر و ببند به طرفداری ملت از فلسطین کاری نداره، شما با
همین قرائتی که اعلام فرمودید تشریف ببرید وسط خیابون صاف صاف راه برید
ببینم یک ساعت بعدش چندنفر میان وصیقه بذارن که آزادت کنند!! حرفی میزنی
انگار صد ساله توی ایران نبودی!
-------------
• هودر: قبول دارم حرفت رو. ولی جمهوری اسلامی اگه از روز اول موجودیتش
توسط آمریکا تهدید نمیشد، الان خیلی از این چیزها بازتر شده بود، چون
واقعا اهمیتی نداشت. نگرانی اینها از اینه که اگه دین و ایمون مردم سست
بشه، انقلاب میفته دست آمریکاییها. تا حدی البته حق دارن، ولی خیلی به
ماجرا سطحی نگاه میکنن. نمیفهن که ممکنه دخترهای جوون کمتر حجاب داشته
باشند یا مثلا بخضیشون بیشتر دنبال سکس و پسر و خوشگذرونی و خوشگلی و مد
و اینها باشند. ولی این کارهاشون منافاتی با ارزشهای انقلاب که عدالت و
آزادی و استقلال بود نداره. حتی روی اعتقادشون به خدا و پیغمبر هم تاثیر
نگذاشته. ممکنه تعداد مسجدبروها کم شده باشه، ولی ببین دکون انواع و اقسام
گروهها و جلسههای مذهبی و عرفانی و اینها چقدر پررونق شده. اینها نشون
میده که معنویت توی جوونها از قبل کمتر نشده که بیشتر هم شده بخاطر سرعت
شدید تغییرات اجتماعی و حس بیپناهی متعقابش. در ضمن، بر اساس قوانین
ایران الکل و گوشت خوک و اینها ممنوعه و مجازات داره. منم اگه توی ایران
باشم چه خوشم بیاد و چه نه مجبورم این قوانین رو قبول کنم یا اگه نکردم
باید مجازاتش رو قبول کنم. من هم قرار نیست توی ایران این قانونها رو
بشکنم. ولی الان که بیرونم فرق داره و من از نظر حقوقی در حوزهی قضایی
ایران نیستم. البته این هم ماجراش پیچیده است و من هم وکیل نیستم.
: ما نفهمیدیم تو غزه را دوست داری یا اسرائیل را.
برای اینکه یادت نرفته باشد آن نوشتهایت را که در رابطه با اسرائیل نشوتی
یک بار دیگر بخوان.
آدم منفعت طلب و حزب باد که می گویند تو یک نمونه کامل آن هستی
-------------
• هودر: من پس از دیدن اسراییل از نزدیک و حمله به لبنان و ماجرای غزه و
همینطور در اثر خواندن بیشتر خیلی از گرایشهای مثبت قدیمیام عوض شد و به
مرور بسیار واقعگراتر شدم دربارهی اسراییل و ظلمی که به فلسطینیها
میرود. به هر حال اثر تبلیغات سطحی جمهوری اسلامی هم روی آدم به این
سادگیها از بین نمیرود. آدم ناخودآگاه وقتی از ایران میرود برای مدتی
فکر میکند هرچیزی که آنها میگفتند دروغ است تا اینکه آرام آرام خودش
ماجرا را ببیند. این تغییر موضع و عقیده ی تدریجی و مستدل اگه اسمش حزبه
باده، باشه. هر چی تو میگی و تو هم لابد از روز اولی که به دنیا اومدی هیچ
تغییری تا الان که لابد پنجاه و چند سالته رخ نداده. باریکلا به شما.
: بله ، چرا نمی شود ؟
مسلمان باشی و برای برنده شدن در کازینو سفره ختم انعام بندازی ؟ می شه
حتی می شه مسیحی بود و قسم حضرت عباس خورد
از اون هم بالاتر می توان در ناف لس آنجلس بود ولی دم از ایرانی مداری و
میهن پرستی زد
بازهم بالاتر می توان در جنوب فرانسه بود و از ایران حقوق گرفت . من هنوز
هم نفهمیدم که چرا طرفدار این احمق ها شده ای .... می دانم که سیاست داری
و کی بگویی که همه را سرکار گذاشته بودی .....
منتظر آن روز هستم .
-----------
• هودر: اشتباه میکنی. هیچ سیاستی در کار نیست و من هم هیچ کس را سر کار
نگذاشتهام. اگر عقاید کسی در جعبهی ذهن تو نمیگنجد معنیاش این نیست که
کلک یا بازیای توی کار است.
:
حسین عزیزم! شما همونی هستی که تام یورک بهشون میگه :
hypocrite opportunist
don't infect me with your poison
در هر حال زیاد با خوردن طالبی و ژامبون از جان و مال خودت نگذر! یه وقت سردیت میکنه!
:
حال میکنم باهات به مبارزه ادامه بده. جنگ جنگ تا آزادی. اصولا چگوارا هم با جین و تونیک میجنگید
راستی از بچه های سانفرانسیسکو که تهدید به مرگت کرده بودند چه خبر؟ تو رو هم کشتن؟
: 'well, I consider myself 'not a good moslim.that means, I
believe in islam but I mnt an observent moslim.time to time I may
exhibit some unislamic behaviour s.I agree with hoder in order that one
doesnt have to be a perfect moslim in order to believe in the massage
of 1978 iranian-islamic revellution.its massage goes beyond moslims and
Iran. It has a spritual massage but for every soil,s spirit.
: قربون دهنت ما هم که آرزو می کنیم بتونیم تو تهران هم تی شرت ای
لاو غزه بپوشیم اگه البته مامورا به خاطر بی آستین بودنش بهمون گیر ندن هم
علیه آمریکا و اسراییل چیز بخونیم و بنویسیم و حالا بقیش بماند ولی موضوع
اینه که تو داری از جیزهای دیگه ای غیر از اون چیزهایی که همه آدمهای
آزاده باید ازشون دفاع کنن دفاع می کنی از کسایی که مثل تو فکر نمی کنن و
اگه بخاطر اون ویسکی دستت اگه خونتو حلال ندونن حد اقل شلاقشونو باید
بخوری. کل مشکل اینه والا کسی بی خود که دادش از این رژیم در نمی آد که
عزیز این رژیم اگه اینقدر شعور داشت که تا بحال اینقدر مجبور نبود برای
اثبات چیزهایی که واقعا هم حقشه زور بزنه و تبلیغات را بندازه حد اقل تو
مملکت خودمون
: خودت میفهمی چی میگی؟ در جواب من گفتی:
"ولایت فقیه توی جامعهای مثل ایران تنها چیزیه که میتونه مملکت رو از
اینکه به دست مغزهای اسعتمارشدهی درس خوندهی اروپا و آمریکا بیفته نجات
بده"
آقا علنا بگو ما طرفدار شاهنشاهی یا دیکتیتوری هستیم!! خودت رو خلاص کن!
مرد حسابی آدمی که به هیچ کی و هیچ جا پاسخگو نباشه و قدرت اول یه کشور
باشه، چه تضمینی هست که فاسد نشه و مثل وضعیت الان صدای مخالف رو خفه نکنه
و دیکتاتوری ایجاد نکنه؟ تو اگه واقعا به شعور انتخاب مردم و دموکراسی
معتقد بودی، خودت به حرفای خودت میخندیدی، مردم اینقدر فهم دارند که کی رو
انتخاب کنند حالا طرف نوکر آمریکا باشه یانباشه به مردم ربط داره نه به
رهبر فراتر از قانونش.
درضمن اعلی حضرت رهبر ما الان خوب هم داره در دعواهای جناحی دخالت میکنه،
اما چون قلدره کسی رو توان مقاومتش نیست، خودت خودت رو نقض میکنی، میگی
اگه رهبری نبود الان رفسنجانی رییس جمهور مادام العمر شده بود، پس در واقع
رهبر عزیزت در مسایل سیاسی دخالت کرده و باعث عدم انتخاب طرفداران
رفسنجانی و یا تمدید ریاست جمهوری او شده؟! واقعا برات متاسفم که به
سیستمهای پوسیده هزار سال پیش معتقدی و فکر میکنی مردم قیم میخوان و
خودشون ابله تشریف دارند. در ضمن میتونی بگی یه همچین شخصی بنابر چه
مشخصاتی باید رهبر بشه؟ مثلا توی کشور ما کسی که در اسلام صاحب نظر باشه
میتونه کل امور کشور رو اداره کنه؟ یا باید آدمی باشه که رسم کشورداری
بدونه؟ معیار انتخاب رهبر در کشورهای دیگه به پیشنهاد شما چی باید باشه؟
خیلی بامزه مینویسی، ادامه بده
:
سردبير:خودم
نگاه فراساختاری حسين درخشان به ايران و فرای ان
عوض شد به:
سره در بيير خوردم
نگاه فرا سايکوتيک ايکس حزبالهی الکوهاليک به ايران اخوندی و فرار از ان
: اسلام به روایت خمینی ولی غیر مذهبی ؟؟!! آقای ابوذر جواب جامع
و مانعی دادند . خیالات شما یک مغلطه تهی (و البته به زعم طرفداران واقعی
آیت الله خمینی) زشت بیش نیست. آیت الله خمینی به تکرار تنها هدف انقلاب
(و حتی کل حیات و ممات انسان) را اسلام و برپایی احکام دین (از جمله رعایت
شرعیات و محرمات و ....) می دانست. نه!! نمی توان شراب خورد و پیرو آیت
الله خمینی بود. تمام مقصد ما مکتب ماست.
: I'm really sorry to disappoint you, but in order to be a true
Islamic revolutionary, one has to be an Islamist. That's why someone
like Ahmadinejad is a true Islamic revolutionary. We listen to him when
he talks about Imam Zaman etc. and we say is this guy for real? Or is
he a just a hypocrite or as our Liberal friends want to call whoever
they cannot dig simply a populist. He's none of the above. He really
believes in the things that he talks about. He's a real revolutionary.
We can admire Khomeini and the Islamic revolution all we want, but we
can never be like a devout Islamist: someone who really believes in
this revolution and therefore its leader. Unfortunately one cannot hold
the glass of gin and tonic in one hand and the Koran in the other. It
just makes him a hypocrite.
----------------
• Hoder: Hypocrisy is the contradiction between what one does and what
one says. What I'm trying to say here is that religion neither
guarantee resistance nor prevents it. Religion could be a potential
carrier of the values for resistance for certain individuals or
societies, but is not the only one. While a lot of other societies are
just discovering the potentials of religion as a powerful means for
empowering the marginalised, Iran, after 30 years, is entering a
post-religious state of its resistance. Tihs is my main but developing
thesis here.
: اسلام به عنوان یک ارزش داره به استقلال و پیشرفت کشور کمک کنه.
این ارزش از فساد حکومت و افتادن در دام امپریالیسم جلوگیری می کنه. اگر
این ارزش برداشته شه ، هیچ چیز دیگه ای نمی تونه جلوی مک دونالد ها و
استارباکس ها و ... بگیره. بنظر من اینکه آدم این ارزش رو ( که نگهدارنده
اش ولایت فقیه است) قبول داشته باشه ودر عین حال به بهشت و جهنم و حرامی
مشروب اعتقادی نداشته یاشه تضاد نیست بلکه فرا نگری است . واقعا حسین بهت
تبریک می گم .
:
هر کسی از ظن خود میشه یار احمدی نژاد و بقیه بر و بچ! و بر عکس!!
ولی اگر مردم داخل ایران بخواهند از این کارها بکنند با کدوم جانوری طرفند خدا می داند
:
کی می خوای آدم شی؟
نه دین و مذهب معیار آدم بودن هست و نه در کون احمدی نژاد و چاوز و کاسترو که انصافا یکی از اون یکی آدم کش تر و ظالم تر هستن.
آدم باش. اینها که نوشتی همش فیلم و ادای یک مشت بچه ژیگولو است.
: بسم الله . چه مغلطه زشت و تهی ای ! ردیه اصلا می خواهد ؟
مقاومت ، اگر اینگونه می شد ، تا بحال هزاربار کمونیست های عرب ، فلسطین
را آزاد کرده بودند و کمونیست های غیر عرب هم جهان را فتح می کردند. مسخره
. خطری که من از تو به همه گوشزد می کنم همین تزهایی است که می دهی. عجب
دمی به تله دادی. قابل توجه تمـــــــــــــــــــامی مدافعان صاحب این
وبلاگ در تهران
: در اینکه آدم نباید لزوما دیندار باشه تا طرف مظلوم رو بگیره و
از حرف حق دفاع کنه شکی نیست. آما آما آما! شمایی که ادعای ایجاد یک نهضت
جهانی جدید با گفتمان متاثر از خمینی رو دارید، میشه بگید اگه اسلام رو
قبول نداری، چطور اصولیترین پایه حکومتی این تفکر یعنی ولایت فقیه رو
میتونی بپذیری؟ یعنی تو میگی با اینکه اسلام رو قبول نداری اما باور داری
باید شخصی بدون انتخاب "مستقیم" مردم و بدون مسئولیت پاسخگویی به مردم
باید برای کل یک مملکت تصمیمگیری کنه؟ آیا این اصل با برداشتن قید اسلام
ازش همون نظام شاهنشاهی نمیشه؟ و آیا تویی که این اصل رو قبول داری (که
بعضا هم اشاره کردی به این موضوع) میتونی واقعا ادعای ظلم ستیزی رو داشته
باشی در حالیکه باور داری باید یه نفر بالای سر همه ما (برادر بزرگ) باشه
و قدرت مافوق قانون داشته باشه؟ تو از این همه تناقضات سرت گیج نمیره؟
--------------
•: هودر: ولایت فقیه توی جامعهای مثل ایران تنها چیزیه که میتونه مملکت
رو از اینکه به دست مغزهای اسعتمارشدهی درس خوندهی اروپا و آمریکا بیفته
نجات بده. در واقع یه مکانیزم رهبری خیلی کارا برای سیستمهایی است که
میخواهند در عین دموکراتیک بودن یک جور تداوم هم داشته باشند و هر چند
سال یک بار بخاطر دست به دست شدن ممکلت در جا نزنند. مثلا اگر مشابه این
توی روسیه و ونزوئلا و کوبا هم بود پوتین و چاوزو فیدل مجبور نمیشدند به
تغییر قانون اساسی یا کلکهای دیگه رو بیارن که کشوشون دست یه سری
آمریکایی عوضی و فاسد نیفته. بگذار اینطوری بگم، اگه سیستم رهبری توی
ایران نبود الان به کمک نوچههایش رفسنجانی شده بود رییس جمهور
مادامالعمر. سیستم ولایت فقیه یک اختراع بسیار هوشمندانهی سیاسی توسط
خمینی بود که عینش یا معادلش بهترین راه حله برای خیلی از دموکراسیهای
جوان یا غیر لیبرال. بزرگترین پایهی مشروعیتی این سیستم سیاسی به مشروعیت
مقام ولایت فقیه آن است و برای همین قابل فهم است که چرا این مقام باید
بخاطر اینکه بتواند فصل الخطاب بماند، در دعواهای سیاسی و نقدهای حزبی
وارد نشود و محترم بماند.
: ۱- سکولاریسم هیچ ربطی به مذهب ندارد. بنابراین عبارت «ضد مذهبی
یا سکولار» کس شعر است. جامعه سکولار یعنی جامعه بدون تبعیض و البته تو با
این ترکیب من درآوردی ات تلویحا پذیرفته ای که مذهب یعنی تبعیض. اتفاقا
مذهبی ها در جامعه سکولار بهتر می توانند حرف بزنند. به همین دلیل است که
«آشغالهای مسلمان» (همانهایی که مایل به تپاندن چاقو تا دسته در قلب رشدی
و ونگوگ هستند٬ نه همه مسلمانان) زندگی در لندن و تورنتو و آمستردام و
پاریس را ترجیح می دهند.
۲- بعد از «اقتصاد توحیدی» جناب بنی صدر و «روشن فکری دینی» و «جامعه مدنی
مدینة النبی» چشممان به «خمینی پرست عرق خور» هم روشن شد. «جمهوری اسلامی»
که خود ترکیبی است سراسر متناقض متخصص ساختن کلمه ها و ترکیبهای تازه و
متناقض است. ۳- برای عضویت در «نهضت جهانی مقاومت بر ضد ظلم و بیعدالتی و
سرمایهسالاری جهانی» اول از همه لطف کن و همون «جین تانیک» را بگذار زمین
و به جاش شربت خاکشیر بنوش. نه اینکه خاکشیر بد باشه (من خودم پایه اش
هستم مخصوصا با ودکا) ولی خوب جین و ودکا و وایت راشن و ویسکی و آلکساندر
کیث و بادوایزر و میلواکی بست لایت و ... از تولیدات سرمایه سالاری جهانی
(اگر از احمدی نژاد بپرسی میگخ حتما هم صهیونیست هستند.) هستند. اون جسم
یک کیلویی که در سرت گذاشته اند اسمش مغز است و به درد فکر کردن میخورد نه
اینکه پلاستیک رویش را باز نکنی که آکبند بماند. با مصرف الکلی که تولید
شده در کارخانه های سرمایه سالاری جهانی است میخواهی به «نهضت ضد سرمایه
سالاری» بپیوندی؟
وقت کردی با مغز استعمار نشده ات (بخوان استفاده نشده ات) یک تزی هم در
بکن در مورد مثلث «هشت ضلعی» یا «گوشت فلزی» یا «چرخ مربع شکل» بلکه دانش
ملت تحت ستم افزایش پیدا کند.
:
Very much annoying. I'll wait and see though. R
: You sound fake, I don't know how a person who is tied so
tight to the materialistic joys of life can ever resist anything? how
long do you think you could stay sound in a prison (of any power)
without these joys and with a little bit of pressure? One reason you
are singing CORCORI (from farsi) is that you have not been imprisoned
yet.
: تا میانه روی و اعتدال یاد نگیری به هیچ جا نمیرسی! با این جین
تانیک دست گرفتن و ژامبون طالبی تبلیغ کردنت هر چی ریسته بودی تو این دو
ساله دوباره پنبه کردی! یعنی ایرادی تو جین تانیک و ژامبون نمی بینم ها.
من هم دوست دارم! ولی اگه میخوای تو ایران صدایی و قدرتی و نفوذی پیدا کنی
و مثمر ثمری بشی، با این honesty بازیهات کار خودت رو داری خراب میکنی!
نوشته هات و عقایدت خیلی پسیو اگرسیو هستند. یعنی خیلی به منتهی علیه چپ و
راست میزنی. بهترین خط همون خط وسط و میانه هست! اعتدال! یه روزی این چیز
ها رو میفهمی که دیگه خیلی دیر شده!
what a wasted opportunity
: سلام خیلی خوبه مثل خودنت فکر میکنی . این نشون میده جای
امیدواری هست . و مستقلی . و خوبی و بدیت بعلت وابستگی و هم رنگ جماعت
بودن کورکورانه نیست . امید است . با طلوع خورشید معرفت و حقیقت . با
معیارهای قابل قبولت . شما هم پیرو و مروج خوبیها باشی . و بدیها را از
خودت طرد کنی . این بهتر از این است . که ناف اعتقادات رو با تفکری بی
پایه بریده باشند .
: Because they all mount to a chaotic contradiction! Although
this contradiction is quite typical of your contrary character and
outlook. You can't drink Gin 'n Tonic and support IR because it
contravenes the Islamic principle on which IR is founded upon...because
Fidel is a socialist and you cannot be a supporter of Socialism and
Theocracy at the same time...because the growing ties between budding
socialist countries of Latin America with IR is of strategic importance
and not an ideological one. The former is merely an attempt to fight
the so-called imperialism through adhering to the rules of socialism
because it suites propaganda purposes....because you are confused and
because of all the above (and so much more) you are basically
ideologically and philosophically redundant and hollow. You lack
adequate political insight and the power of analysis. You also don't
use all sources of reference to reach your hypothesis and/or conclusion
and quite clearly lack basic research skills. So basically you are
wrong mashang jan!
Zendeh bashi ta az derakht shahtoot bechini!
: What you said will always remain in dream for you. Since as
Khomenie said everything is for Islam, and they don't care if you are
with IRI or not. Juts look at at all the people that are arrested daily
in mix parties and weddings,, these people are not against IRI or Islam
and are not agents of imperialism, they are Iranian citizen in their
private homes.
لينکدونی -
Apr. 19
لينکدونی -
Apr. 17
من نمیدانم کدام چاپلوس فاسدی لقب «امیرکبیر» را به رفسنجانی داد. نمیخواهم رفسنجانی را سیاه محض ببینم و بگویم که هیچ تاثیر مثبتی بر شرایط پس از جنگ ایران نداشت و همینطور نمیخواهم بگویم که او هر کاری کرد برای پرکردن جیب خودش و خانوادهاش کرد و هرگز قصد خدمت به مملکت را نداشت و اینها. چون حتی درمورد شاه یا فاسدترین دیکتاتورهای دنیا هم نمیتوان چنین حرفی زد. اما حداقل یک چیز واضح است که نه تنها رفسنجانی هیچ قدمی برای قطع کردن امتیازهای ویژهی کسی برنداشت، بلکه هزاران دست را در ساختار اقتصادی پس از جنگ و پس از قانون اساسی جدید اضافه کرد که خاتمی هم با تمام شعارهایش ضد رانتخواری و امثال آن نتوانست (یا حتی در بسیاری موارد از روی ترس از رفسنجنیستهای حامیاش نخواست) کاری از پیش ببرد. مجلس رفورمیستها هم فقط در نهایت زورش به یکی دوتا دستگاه مثل صداوسیما رسید، و البته همزمان با همان شعارها این رانتخوارها پرروتر و پرتعدادتر شدند. اگر از بزرگترین دلایل احترام امیرکبیر در میان مردم ایران قطع کردن امتیازات ویژهی شازدهها و واسطههای فاسد مفتخور زمان قاجار باشد، دادن لقب امیرکبیر به کسی مثل رفسنجانی فقط میتواند در زبان اورولی و چهارچوب رمان ۱۹۸۴ معنی بدهد که در آن همهی توصیفها وارونه شده است. (جنگ صلح است، آزادی بردگی است، و...) سخنرانی دیروز احمدینژاد در قم یک اعلام جنگ تاریخی و بینظیر است بر ضد شازدههای اقتصاد امروز، از نوع همان جنگی که امیرکبیر کرد و برای خودش احترامی ابدی خرید -- و البته جانش را هم در نهایت بالای آن داد. سخنرانی احمدینژاد، که از نظر صراحت و نیز توضیح بعضی پشتپردههای همیشه مسکوت، از او در تاریخ ایران به نیکی ثبت خواهد شد. اعلان جنگ بینظیر احمدینژاد، حتی اگر در نهایت در عمل شکست بخورد، به او اعتبار و احترامی افزوده کرده و خواهد کرد که مجیزگویان و حقوقبگیران دشمنانش در این جنگ اگر روزی صد مقاله هم برای منحرف کردن و ضایع کردنش در رسانههایش منتشر کنند، نمیتوانند اثر آن را از بین ببرند. این سخنرانی و این زبان و این اندازه محرم دانستن مردم حداقل دو دهه است که در ایران سابقه نداشته است و برای همین در ذهنها سالیهای سال باقی خواهد ماند. اگر کسی در کل تاریخ بعد از انقلاب ایران شایستهی لقب «امیرکبیر» باشد، همین آهنگرزادهی شیردل و کوچکجثهای است که همهمان (از جمله خود من) به طرز شرمآوری دستکمش میگرفتیم و تحقیرش میکردیم. کاش حالا اگر به اشتباه خودمان پی بردهایم، بخصوص مایی که با آن فساد و نابرابری دستپخت رفسنجانی و خاتمی مخالف بوده و هستیم، تعصبهای مذهبی و طبقاتیمان را کنار بگذاریم و به یاری این مرد و یاران کمتعدادش، که جبههای از سرمایهسالاران این مملکت، از بازار و موتلفه گرفته تا کارگزاران و مشارکت روبرویشان صف کشیدهاند، بشتابیم. میترسم که اگر این «امیرکبیر» را تنها بگذاریم، مثل همان امیرکبیر قبلی سربه نیستش کنند. این فرصت دوباره به دست نخواهد آمد. |