سردبیر:خودم
نگاه فراساختاری حسین درخشان به ایران و ورای آن
تازه ترین مطالب این وبلاگ را که به درخواست شما به آدرس ایمیلتان فرستاده شده
است. لطفا ببینید و برای دوستانتان هم بفرستید.اگر میخواهید اشتراکتان را قطع
کنید، پایین صفحه را نگاه کنید. برای مشترک دوستانتان آنها در این خبرنامه
میتوانید آدرس ایمیل آنها را در این صفحه وارد کنید: » فرم اشتراک ایمیلی
«سردبیر: خودم» <http://add2sarkhod.blogspot.com/>
توجه: برای دسترسی به این وبلاگ بدون فیلتر از این به بعد میتوانید از این
نشانی استفاده کننید: httpS://i.hoder.com
*لينکدونی* - Jul. 13
- لیلی مظاهری کیست <http://hoder.com/weblog/archives/015773.shtml>
- چه کسی اولین بار فخرآور را گنده کرد: عفو بینالملل در سال
۲۰۰۴<http://www.amnesty.org.uk/news_details.asp?NewsID=15199>
کل آن را نمیخواهم زیر سوال ببرم. ولی اینها در تمام این ان.جی.اوها آدم
دارند.
- ریچارد پرل پنج بار با احمد باطبی در تهران تلفنی صحبت کرده
بود<http://i.hoder.com/archives/2007/02/070223_015802.shtml>
هرکس ماجرا فرار ناگهانی باطبی را باور میکند این نوشتهی سه سال پیش
نیویورک سان را ببیند
احمد باطبی قدم در راه فخرآور میگذارد
<http://i.hoder.com/archives/2008/07/080713_017514.shtml> 7 نظر از
خوانندگان <http://i.hoder.com/archives/2008/07/080713_017514.shtml#comments>
قهرمان قلابی تمامشدهمان احمد باطبی امروز در نیویورک تایمز
مصاحبهای<http://www.nytimes.com/2008/07/13/world/middleeast/13dissident.html>دارد
با مایکل گوردون، خبرنگار نیویورکتایمز در پنتاگون که عملکردش در انتشار
دروغهای
مربوط <http://www.salon.com/opinion/greenwald/2007/02/12/gordon/> به
«سلاحهای کشتار جمعی عراق» و دروغهای مربوط به برنامهی اتمی ایران و نقش
ایران در عراق <http://thinkprogress.org/2007/08/08/michael-gordon-iran/>باعث
شده که یک روزنامهنگار مجلهی «سالون» او را با سخنگوی کاخ سفید تشبیه
کند <http://www.salon.com/opinion/greenwald/2008/05/05/gordon>. (نمونههای
بدنامی این جانور را در گوگل پیدا
کنید<http://www.google.com/search?q=michael+gordon+iran>.)
بجز محتوای کلی آن که آدم را یاد چاخانهای عباس فخرآور در گنده نشان دادن خودش
و هندوانههای سفارشیای<http://www.nationalreview.com/interrogatory/steorts200602130807.asp>که
«روزنامهنگاران» آمریکایی زیر بغلش میگذاشتند، چند نکتهی جالب دارد.
یکی اینکه مشخص شد که او با ویزای عادی وارد آمریکا نشده است، بلکه با یک چیزی
شبیه به پناهندگی موقت که وزارت امنیت داخلی آمریکا (و نه وزارت خارجه که
معمولا مسوول ویزا دادن است) در موارد بسیار خاص و در عرض سه تا چهار ماه، بنام
Humanitarian Parole<http://www.uscis.gov/portal/site/uscis/menuitem.5af9bb95919f35e66f614...>،
میدهد و با میزبانی یک وکیل حقوقبگیر وزارت خارجهی آمریکا (از طریق صدای
آمریکا) به نام لیلی مظاهری <http://hoder.com/weblog/archives/015773.shtml>،
وارد آمریکا شده است. (او تنها تا یک سال میتواند از این اجازهنامه استفاده
کند و بعدش لابد یا باید پناهنده بشود یا مثلا با لیلی مظاهری ازدواج کند.)
دوم اینکه باطبی «قهرمان» ما همین جمعهی پیش برای تشکر به دست بوس کارمندان شورای
امنیت ملی آمریکا<http://en.wikipedia.org/wiki/United_States_National_Security_Council>(NSC)،
یعنی بالاترین نهاد امنیتی دولت آمریکا که در کاخ سفید مستقر است، رفته
که این شبهپناهندگی را برایش جور کردهاند.
سوم اینکه باز هم دروغ گندهی گرفتن حکم اولیهی اعدام و نهایی ده سال زندان
تنها بخاطر گرفتن پیراهن خونین را تکرار کرده است. در صورتی که خودش در مصاحبهاش
با «روز» <http://www.roozonline.com/archives/2007/12/post_5407.php>
(ارگان غیررسمی
وزارت خارجهی آمریکا<http://i.hoder.com/archives/2008/07/080703_017489.shtml>)
نقشش را مسوول انتظامات تحکیم وحدت و مسوول امنیت اتوبوسهای تحکیم وحدت که
دانشجویان را از داخل کوی به مرکز شهر میبرد، خوانده بود:
«من قبل از ۱۸ تير، سه بار سابقه دستگيري در همين حوزه فعاليت هاي دانشجويي
داشتم. دستگيري اولم بر مي گشت به يک تجمع اعتراضي براي زندانيان سياسي. ۱۵
اسفند ۷۷ بود. بار دوم در يک تجمع اعتراضي دانشجويي دستگير شدم. ۱۵ ارديبهشت
۷۸.بار سوم هم در ۴ خرداد ۷۸ دستگير و ۱۰ تير آزاد شدم. تا ۱۸ تير. لذا يکي
از دلايلي که اين حادثه براي من به آن شکل اتفاق افتاد، و برخورد آنها با آن
شدت همراه شد، همين پسزمينه بود. من را شناخته بودند و آمادگي برخورد را
داشتند. منطقا هم نبايد يک نفر به خاطر يک تصوير تا اين حد مورد توجه و فشار
نيروهاي قضايي و نهادهاي امنيتي قرار گيرد. مجموعه ارتباطاتم در آن دوره با
دفتر تحکيم وحدت، جريانات دانشجويي، مرحوم فروهرها، رفت و آمد به دفتر ايران
فردا... هم مزيد بر علت شد. ...
من ۱۸ تير به طور اتفاقي آنجا بودم. داشتم ادامه فيلم ام را مي ساختم. دوربيني
هم که دستم بود مال دانشگاه بود و من خيلي از آن مراقبت مي کردم. نمي توانستم
خودم را درگير ماجرا کنم. يک بخشي از فيلم را هم گرفتم و بعد رفتم کرج؛ خانه
پدرم. دوربين راگذاشتم و دوباره برگشتم. در برگشت اولين کاري که کردم اين بود
که رفتم پيش دوستان تحکيم که ببينم چکار بايد کرد. هر کس بخشي از کار را به
عهده گرفت؛ من چون به لحاظ جسمي نسبت به بقيه قوي تر بودم، کارهايي مثل نظم
دادن و حفظ امنيت بچه ها را به عهده گرفتم. در آن روزها کوي دانشگاه بازديد
کننده زياد داشت. ما مي خواستيم به بازديد کنندگان آسيبي نرسدو بتوانند به
داخل بيايند و اتفاقي را که افتاده بود، بدون دستکاري، ببينند. پذيرايي از بچه
هاي دانشگاه هاي ديگر هم بود که حتي از شهرستان هم مي آمدند. تا اينکه اعتراضات
به دانشگاه تهران کشيده شد. يعني دانشجويان تصميم گرفتند از کوي تا دانشگاه
راهپيمايي کنند. دفتر تحکيم اتوبوس هايي را تدارک ديده بود که بچه ها را از
کوي دانشگاه ببرد. من تمام مدت در داخل اتوبوس بودم و فاصله کوي تا دانشگاه را
با اتوبوس رفتم و آمدم. تا اين اتفاق افتاد و ناگهان همه چيز به مسير ديگري
رفت. »
ولی جدا از اینها، یک چیزی توی کت من نمیرود و آن ناگهانی بودن تصمیم باطبی به
فرار غیرقانونی از ایران توسط یک گروه جدایی طلب است. چون پارسال که سر ماجرای
مشکوک بازداشت موقت زنش در اینترنت گشت و گذاری کرده بودم به یک گزارش خیلی
جالب رسیده بودم <http://i.hoder.com/archives/2007/02/070223_015802.shtml> در
روزنامهی نومحافظهکار نزدیک به دیک چینی، یعنی «نیویورک سان». در این
گزارش<http://www.nysun.com/foreign/rice-tells-mullahs-that-democracy-on-the...>آمده
که ریچارد پرل در جریان کنفرانس سالانهی لابی اسراییل در آمریکا (AIPAC)
در سال ۲۰۰۵ پس از ستایش از باطبی میگوید که با او تا آن زمان پنج بار تماس
تلفنی داشته است و میخواهد باز هم از وسط همان کنفرانس به او زنگ بزند تا پیام
باطبی را مبنی بر درخواست حمایت از دولت آمریکا به گوش مسوولان آمریکایی
برساند.
بر اساس همین شواهد و چیزهای دیگری که لابد در آیندهی نزدیک توسط رقبا یا
دشمنانش آشکار خواهد شد میگویم که فرار این آدم از ایران اصلا تصادفی نبوده
است و در پی یک برنامهریزی دقیق قبلی و به کمک کلی آدم ریز و درشت دیگر انجام
شده است.
به هر حال به باطبی تسلیت میگویم که با این فرار آن یک ذره اعتباری را هم که
در دل بخشی از مردم مظلومپرست و سادهدل ایرانی داشت از دست داد و همزمان خودش
را به دست رقبای بیرحمی مثل علی افشاری و عباس فخرآور و اکبر عطری سپرد تا
گوشتش را در رقابت برای خدمت بیشتر به دولت آمریکا سلاخی کنند. چند ماه پیش
خطاب به او نوشته
بودم<http://i.hoder.com/archives/2008/05/080523_017386.shtml>که «خودت
و مردمت را به این حرام زادههای پنتاگون و وزارت خارجهی بیرحمترین
حکومت جهان نفروش. اگر با اینها دست بدهی تا آخر بازی تو را خرکش میکنند. فکر
نکن میتوانی مقاومت کنی.»
------------------------------
*Excerpt:* Infamous New York Times 'journalist', Michael B. Gordon, has
written a piece on Ahmad Batebi today in which he tells the story of his
escape from Iran, his urgent Humanitarian Parole issue by the Homeland
Security, and his recent meeting with the U.S. National Security Council's
staff. Was it just a coincidence that Richard Perle said in AIPAC in 2005
that during his numerous phone conversations with Batebi he has called for
the U.S. government's support?
------------------------------
13 Jul 08 @ 07:12
PM<http://i.hoder.com/archives/2008/07/080713_017514.shtml> |
نظر (7) <http://i.hoder.com/archives/2008/07/080713_017514.shtml#comments>
نظرات ديگران
*شیرین* :
دقت کردین که تازگی ها مطالب سایتتون مثل ستون نیمه ی پنهان کیهان شده؟اون موقع
که ایران بودید در مورد این ستون چه طور فکر می کردید؟ با توهم توطئه و همه چیز
رو از چشم آمریکا و اسرائیل و انگلیس دیدن نمی دونم به کجا قراره برسیم؟
----------
• هودر: توهم توطئه غلطه. ولی رد کردن هر جور توطئه و برنامهریزی هم روی
دیگهی اون سکه است و همونقدر غلطه. توطئه وجود داره، همون طور که تصادف هم
وجود داره.
*پیف پاف* :
احمق کی مردم ایران به تو وکالت داده اند که از طرف خودشون هی زر بزنی؟ میدونم
الان باز چی میگی (میگی شما بالاشهرنشینها فلانید و بهمان و از الان بگم نه
عزیزم من بالا نشین نیستم) برای خیلی از ما باطبی یک سمبله و نه قهرمان اون
نماد مبارزه است کسی که 9 سال دوام اورد به خاطر یک چیز کوچک. (بگذریم از این
ادعای بامزه تو که مسئول کنترل اتوبوسها بوده و حتی اگه این بوده این چه دلیلی
بر بازداشتش بوده توضیح ندادی) باطبی میخواد زندگی کنه من هم بودم در می رفتم
از اینجا و برای این که مطمئن باشم میتونم در برم از بقیه هم کمک میگیرم و
برنامه ریزی میکنم براش. فقط از تو بچه سوسولی که همین که بازداشتت کردن سریع
فرار کردی و در رفتی خواهش میکنم زر مفت نزن، دیگه بوی گندت داره خفه میکنه.
*amin* :
ببین رفیق، می خای طرفداری از جمهوری اسلامی و خمینی و احمدی نژاد بکنی بکن ،
ولی دیگه منطقت رو نفروش. اصلا این باطبی و منوچهر محمدی و اینا اون موقع
دانشجوی دانشگاه تهران تبودن. اینا رو جمهوری اسلامی گنده کرد. من کار به روز
های بعدش ندارم ولی حمله به کوی فاجعه بود و ج ا ا بعدا باید جوابش رو بده! حتی
رهبر جون هم روز اول قلبش درد اومد. تو هم لازم نیست از هر کار که جمهوری
اسلامی کرده طرفداری کنی، همینجوری هم قبولت دارن
*hamshahri* :
I have one simple question. Since when do you represent all iranian people?
You say Batebi has lost his little left good reputation among people in Iran
after he went to the United States. I am an Iranian and I don't think like
you and I want to know who made you the one who knows what Iranian people
think?
*عماد <http://tellin.wordpress.com/>* :
جناب حسین خان درخشان. بسیار آدم باحالی هستی. چون وقتی برات جای کامنت فحش می
گذارند همه رو منتشر میکنی، انگار حال میکنی بهت فحش بدهند. ولی وقتی من جوابتو
میدم یا مثلا به مناظره دعوتت می کنم یا چیزی میگم که جواب نداری بدی ، نظر رو
سانسور می کنی. کپی همون محمود جونی.
*Ali* :
Hoder! If anyone should be embarresed in this story, it is the Islamic
Republic. They turture Iraninans to free Plastenines, how sick is that.
Anyhow, I hardly believe they would care about Batebi as much as you care.
They have the oil money that means they don't need people. As a matter of
fact they may even welcome people departing since that would mean they need
to give out less money to people and spend more on their crazy projects. I
don't know if you have seen the "Marg-e Yazd-e Gerd" by Beizai or not. Even
if you have seen that, you should watch it one more time and this time more
carefully, and keep in mind that even "Yazd-e Gerd" needed people more than
mullas, because of the fact that at that time we didn't have oil, and it was
tax. As for one, I would recommend that you would stay home at least for one
week without internet connection before even starting to talk about someone
who has been in the Islamic republic jails for nine years .
*پیام م.* :
یکی از بهترین و جامعترین نوشتههای اخیر وبلاگت بود. لذت بردم. مدتی طول
میکشه که تمام لینکها رو چک کنم اما دست مریزاد.
*لينکدونی* - Jul. 11
- چه کسی از آمدن کریسدی برگ شاکی است: حسین
زمان<http://www.radiofarda.org/Article/2008/06/12/f4_fresh_glance_Chris_de...>
نه که کارهای خود زمان اصلا تخمی نیست. طرف حتی چشم ندارد ببیند یکی جز
خاتمی بازتر با مویقی پاپ برخورد می:ند.
- اظهارات زاکانی درباره تخلفات مرتضوی، دادستان
تهران<http://www.jahannews.com/fa/pages/?cid=30359>
آقا دست و قلم این زاکانی را باید بوسید. اصلاحطلبی به این میگویند ک با
هیچکسی تعارف ندارد و از هیچکس هم نمیترسد
- جهان نیوز فیلتر شد <http://www.rajanews.com/News/?31717>
این دفاع مرتضوی از دانشگاه آزاد و حملههایش به گروه تحقیق مجلس خیلی ضایع
است
- دوبی زنی انگلیسی را بخاطر سکس در ساحل با مرد نامحرم به شش سال زندان
محکوم کرد؛ بی.بی.سی <http://news.bbc.co.uk/2/hi/uk_news/7498357.stm>
اگر در ایران اتفاق افتاده بود الان هادی قائمی ونوریزاده و شیرین عبادی
خودشان را در صدای آمریکا بطور زنده جلوی چشممان جر داده بودند.
- تجلیل کیهان از نامهی ابراهیم نبوی به احمد
باطبی<http://kayhannews.ir/870420/2.htm#other214>
بقول یکی حالا میشود اسمش را گذاشت ابراهیم نبویمداری. گذشته ازین عین
همین نامه را نبوی باید به خودش هم بنویسد.
*لينکدونی* - Jul. 10
- وقتی «شهدای ۱۸» شهادت خودشان را تکذیب
کردند<http://ahestan.wordpress.com/2008/07/08/18-tir/>
خوشحالم که بعد از ده سال جرات دیدن بیطرفانهی ماجرا را خیلیها پیدا
کردهاند
- شهردار نئوفاشیست رم کیست؛ ایندیپنت
<http://www.independent.co.uk/news/world/europe/neofascist-sweeps-in-a...>
- شهردار تازهی رم،خاطرهی موسولینی را زنده کرده است؛
گاردین<http://www.independent.co.uk/news/world/europe/neofascist-sweeps-in-a...>
به علی افشاری ودتفر تحکیم وحدت بخاطر حامیان تازهاش تبریک بگوییم
- تشکر علی افشاری از شهردار فاشیست رم
<http://www.adnkronos.com/AKI/English/Politics/?id=1.0.2322553379>
لقب فاشیست را من به او ندادهام. خودتان اسمش را گوگل کنید.
- داستان ناگفتهی شرکتهای نقش خصوصی امنیتی آمریکایی در نابودی
عراق<http://fanonite.org/2008/07/07/true-crimes-the-untold-story-behind-th...>
یک ویدیو ازیک وبلاگ بینظیر
- ملاقات خبرنگار لوموند دیپلماتیک با بشار
اسد<http://mrzine.monthlyreview.org/gresh100708.html>
همدلی خوانندگان عادی بی.بی.سی با مانور دفاعی ایران
<http://i.hoder.com/archives/2008/07/080710_017501.shtml> 11 نظر از
خوانندگان <http://i.hoder.com/archives/2008/07/080710_017501.shtml#comments>
جای این مطلب قاعدتا باید در لینکدونی میبود. ولی دیدم که مهم است و باید
بیشتر به آن توجه کرد.
بی.بی.سی در این یکی دو روز بعد از تستهای موشکی و مانور نظامی ایران، طبق
معمول که وقتی به ایران و سوریه و حزبالله و کوبا و نزوئلا و روسیه و چین
میرسد خبرهایش نعل به نعل سیاستهای وزارت خارجهاش را دنبال میکند، شروع
کرده به خطرناک نشان دادن ایران و مظلوم نشان دادن اسراییل و آمریکا.
انگار نه انگار که این حرامزادهها بودهاند که سی سال است دم به ساعت ایران
را به نابودی و حملهی نظامی حتی با بمب اتمی و سرنگونی و حذف تهدید کردهاند.
انگار نه انگار که همینها بودند که سالهاست ایران را تحریم اقتصادی کردهاند و
روز به روز این حلقه را هم به امید نابود کردن تدریجی این سرزمین و مردمانش
(کاری که ده سال قبل از حمله و اشغال نهایی با عراق کردند). انگار نه انگار که
خودشان هستند که ایران را به محاصرهی دریایی و جلوگیری از فروش نفت تهدید
کردهاند و قدم به قدم هم به آن سمت میروند. انگار نه انگار که همینها هستند
که سالی دهها میلیون دلار خرج کردهاند تا اقلیتهای قومی و مذهبی را در ایران
به جا هم بیندازند و این سرزمین را تکه پاره کنند. انگار نه انگار که این
حرامزادهها هستند که ایران با صدها هزار سرباز و دهها ناو و صدها هواپیما
صالهاست محاصره کردهاند.
ولی الان جوری حرف میزنند که انگار ایران همهی اینها را شروع کرده است و
آنها را «تحریک» می کند و باید جلوی خطر ایران را گرفت. به عبارتی تهاجم خود
را دفاع نشان میدهند و دفاع ایران را تهاجم.
اما خواندن کامنتهای مردم عادی دنیا در
بی.بی.سی<http://newsforums.bbc.co.uk/nol/thread.jspa?sortBy=2&forumID=5078&edi...>مرا
امیدوار کرد. نگرانی من بیشتر از این بوده است که نکند مردم دنیا این
مزخرفات و دروغهایی را که شب تا صبح امثال بی.بی.سی به خوردشان می دهند باور
کنند. نکند کسی نفهمد که مهاجم کیست و مدافع کدام است. کامنتهای بی.بی.سی که
اتفاقا بر اساس رای مردم عادی بالا آمدهاند این نگرانی را رفع میکند. دو، سه
تای اولش را ترجمه میکنم و بقیه را هم پیشنهاد میکنم خودتان بخوانید:
از ایرلند: «باید کمی از تاریخ درس بگیرید. ایران در دویست سال گذشته به هیچ
کشوری حمله نکرده است. ایران پیمان NPT را امضا کرده و به بازرسان اجازهی
بازرسی داده است. اسراییل بمب اتمی دارد و ان.پی.تی را هم امضا نکرده و اجازهی
بازرسی هم نمیدهند. اسراییل بیش از ۶۰ قطعنامهی سازمان ملل را نقض کرده است و
تنها کشوری در کل جهان است که مرزهایش را از طرف شرق روز به روز بزرگتر
میکند.»
الکس گشه، از هلند: «من به هبچ وجه از ایران حمایت نمیکنم، ولی به اسراییل هم
اطمینانی ندارم. کی اینها دست از مظلومبازی دست برمیدارند؟ فراموش نکنید که
اسراییل در واقع یکی از ایالتهای آمریکا است.»
سندی، از گلاسکو، اسکاتلند: «تمام اینها از وقتی شروع شد که شائول موفاز،
معاون نخست وزیر اسراییل، ماه پیش گفت که حمله به ایران اجتناب ناپذیر است.
واقعا طور انتظار دارید ایران واکنش نشان دهد؟ انتظار دارید بنشینند و بالای
ساختمانهایشان نشانهی حمله (سیبل) بکشند [تا راحتتر بتوانید آنها را ویران
کنید؟] وقتی به این آشکاری کشوری را به تهاجم پیشدستانه تهدید کنید، و آنها هر
کاری در پاسخ بکنند و هر چیز بگویند، نمیشود این [پاسخها] را نشانهی سوء نیت
آن کشور دانست. آمریکا و اسراییل هستند که [در برابر ایران] نیت سوء دارند.»
از مادرید، اسپانیا: «بگذارید ببینم. وقتی اسراییل مانور نظامی ترتیب میدهد که
به راحتی میتواند دستگرمی برای حمله به ایران باشد هیچ اشکالی ندارد. وقتی
آمریکا مانور نظامی در منطقه انجام میدهد که بطور آشکارا قدرتنمایی علیه
ایران است، هیچ اشکالی ندارد. ولی وقتی ایران در خاک و مرزهای خودش پاسخ
احتمالیاش را به این تهاجمات و تحریکها نشان میدهد، این بد است. میزان
دورویی [آمریکا و اسراییل] از حد تصور خارج شده است و این سیاستها هیچ کمکی به
ثبات در منطقه نمیکند.»
از ساسکچوان، کانادا: «اسراییلیها دارند به بهانهی احمقانهی حرفهای بدترجمه
شدهی احمدینژاد دربارهی «محو رژیم صهیونیزم از جهان» جنگ راه میاندازند.
احمدینژاد بارها تاکید کرده (از جمله دیروز) که منظور او این است که اسراییل
به خودی خود از بین خواهد رفت و ایران هرگز به اسراییل حمله نخواهد کرد. این
دقیقا برعکس [حرفهای] خود آمریکاییها و اسراییلیهاست که دائما ایران را به
حمله تهدید میکنند. را؟ چون اینها (که هردوشان هم سلاح اتمی دارند) میگویند
که ایران سلاح اتمی میخواهد. این بوی چیست؟ بوی دورویی.»
لیبرال چپ: «ایران دارد به تحریکات قلدرانهی آمریکا و اسراییل واکنش نشان
میدهد. من هیچ تمایلی به رژیم تهران ندارم واز خیلی جهات از آنها بدم میآید.
ولی خشم آنها را از قلدربازی آمریکا و اسراییل درک میکنم. هرچه باشد اسراییل
است که سلاحهای غیرقانونی اتمی دارد. اسراییل است که خاک کشورهای همسایهاش
غیرقانونی اشغال کرده است و غیرنظامیان فلسطینی را سرکوب میکند و میکشد. (آن
هم به شکل تنبیه دست جمعی که دوست دارم بدانم آن را از کجا یاد گرفتهاند؟
[اشاره به هالوکاست هیتلری]) و آن وقت با این همه در مقابل تمام قطعنامههای
سازمان ملل هم مصونیت دارد. امیدوار بودم که اوباما در سیاست آمریکا تغییری
ایجاد کند.»
مارک هولمن، از لندن: «اگر آمریکا بدون دلیل به یک کشور (مثل عراق) حمله کند،
هرجور سلاحی را که بخواهد تست کند، و کشورهای دیگر را هم به اقدام نظامی تهدید
کند اینها همه بدون اشکال است و ما باید همه را قبول کنیم. ولی اگر ایران
چیزی دربارهی اسراییل بگوید (که مثلا دارند نقشه میکشند که به ایران حمله
کنند) و در خاک خودش سلاحهایش را (که قرار است برای دفاع درمقابل تهدیدهای
آمریکا و اسراییل استفاده شوند) تست کند، آمریکا شوکه میشود و مستقیم به
سازمان ملل میرود و میخواهد که ایران تنبیه شود. عجب دنیایی!»
مگز، از نیجریه: «حالا چه میشود اگر ایران یک موشک تست کنند. ایران، لطفا
بیشتر موشک تست کن. لطفا بیشتر. هیچ فایدهای نداشته باشد، لااقل اینها باعث
خواهد شد که جنگطلبان قبل از اینکه دوباره در دنیا جنگ راه بنیدازند یک لحظه
تردید کنند. حداقل این برای دنیا خوب است. اسراییل در مدیترانه تمرین نظامی کرد
و من نشنیدم که سخنگوی آمریکا اظهار نارضایتی کند. ولی ایران که در خاک خودش یک
موشک تست میکند یکدفعه آمریکا عصبانی و متاسف میشود؟ من متاسفم، ولی نه برای
ایران که برای آمریکا.»
حالا فرداست که احمد زیدآبادی دوباره برای بی.بی.سی مطلب بنویسد و بزند توی سر
ایران بخاطر این تستها. آیا احمد زیدآبادی و همکاران «متخصص» ایرانیاش از یک
یهودی انگلیسی لندننشین بیشتر با اسراییل و آمریکا همدل اند؟
------------------------------
*Excerpt:* I'm amazed and glad to see the ordinary people's sympathy with
Iran's defensive military test in its own territory on BBC's comments
section. The Foreign Office embedded journalists at the BBC etc. really
think people are as stupid as they are.
------------------------------
10 Jul 08 @ 01:10
PM<http://i.hoder.com/archives/2008/07/080710_017501.shtml> |
نظر (11) <http://i.hoder.com/archives/2008/07/080710_017501.shtml#comments>
نظرات ديگران
*وحید <http://emptynews.blogspot.com/>* :
"از ساسکچوان، کانادا: «اسراییلیها دارند به بهانهی احمقانهی حرفهای
بدترجمه شدهی احمدینژاد دربارهی «محو رژیم صهیونیزم از جهان» جنگ راه
میاندازند. احمدینژاد بارها تاکید کرده (از جمله دیروز) که منظور او این است
که اسراییل به خودی خود از بین خواهد رفت و ایران هرگز به اسراییل حمله نخواهد
کرد. این دقیقا برعکس [حرفهای] خود آمریکاییها و اسراییلیهاست که دائما
ایران را به حمله تهدید میکنند. را؟ چون اینها (که هردوشان هم سلاح اتمی
دارند) میگویند که ایران سلاح اتمی میخواهد. این بوی چیست؟ بوی دورویی.»" این
یکی معلومه از کجا آب میخوره. تو دانشگاه شیراز همایش محو اسرائیل میگذارن و
.... این جور حرف ها نشون میده که جمهوری اسلامی در محافل بین المللی تخم نداره
حرفشو بزنه و محو اسرائیل فقط برای مردم داخله و خوب الان عصر ارتباطات و احمدی
نژاد فکر میکنه اگه بره تو یه کوره ده و بگه اسرائیل باید محو بشه به گوش
جهانیان نمیرسه! اما وقتی میره خارج از کشور از ترسش میزنه زیر حرفش و برای
انحراف افکار عمومی حرفش رو تغییر میده و م